شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١ - ظَلَّ (نحل٥٨/ )
ظفر:(انعام١٤٦/.)[*]
بر وزن«شتر»در اصل به معنى«ناخن»است،ولى به سُم حيوانهاى سمدار(آنها كه همچون اسب،سمهايى دارند كه شكاف ندارد نه مانند گوسفند و گاو كه داراى سمشكافته مىباشند)نيز اطلاق شده،زيرا سمهاى آنها شبيه ناخن است،و نيز به پاى شتر كه نوك پاى او يكپارچه است و شكافى ندارد گفتهاند.آيه مىگويد:«و بر يهوديان،هر حيوان ناخندار(حيواناتى كه سم يكپارچه دارند)را حرام كرديم...»حَرَّمْنٰا كُلَّ ذِي ظُفُرٍانعام/ ١٤٦.
بنابراين از آيۀ فوق چنين استفاده مىشود كه تمام حيواناتى كه«سمچاك »نيستند اعم از چهار پايان يا پرندگان،بر يهود تحريم شده بود.جمع ظُفر،اظفار و جمع الجمع آن «اظافير»است و در قرآن مجيد مفرد آمده.(ج ١٧/٦.)
ظلل
ظَلَّ:(نحل٥٨/.)[**]
از مادّۀ«ظَلّ و ظُلول»گرفته شده و به معنى«گشتن يا گرديدن»است.اين واژه از افعال ناقصه است به معنى«صار»(گشت،گرديد).مانند«كان»بر سر مبتدا و خبر درمىآيد مبتدا مرفوع مىماند و به خبر نصب مىدهد.
اين آيه به بخشى از بدعتهاى شوم و عادات زشت مشركان مىپردازد تا دليل ديگرى باشد براى محكوم ساختن شرك و بتپرستى،و در همين رابطه مىفرمايد:«هنگامى كه به يكى از آنها بشارت دهند خدا دخترى به تو داده آنچنان از فرط ناراحتى چهرهاش تغيير مىكند كه صورتش سياه مىشود و مملو از خشم مىگردد»ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ)
[*]وَ عَلَى الَّذِينَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ.انعام١٤٦/.
[**]وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ .نحل٥٨/.