شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٦ - قَدَّرَهُ (عبس١٩/ )
«وليد بن مغيره مخزومى»-آمده است.
مىفرمايد:«او(براى مبارزه با قرآن)انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت»إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَمدثر١٨/.به عبارت ديگر:او انديشه كرد كه پيامبر و قرآن را به چه چيز متّهم كند و مطلب را در ذهن خود آماده ساخت.
بديهى است فكر كردن اصولا كار خوبى است،امّا به شرط اين كه در مسير حق باشد كه گاه يك ساعت آن فضيلت عبادت يك سال و حتّى يكعمر را دارد،چرا كه همان يك ساعت مىتواند سرنوشت انسان را بكلى دگرگون سازد،ولى اگر فكر در مسير كفر و فساد و شيطنت به كار گرفته شود مذموم و نكوهيده است و فكر كردن وليد از همين نوع بود، زيرا او مىخواست افكار مشركان را متحد سازد و به آنها جهت واحدى دهد تا يكزبان مطلبى را بر ضد پيامبر(ص)تبليغ كنند و هنگامى كه پيشنهاد كردند كه به حضرت لقب شاعر دهد او نپذيرفت،سپس عنوان كاهن را پيشنهاد كردند او موافقت نكرد،بعد عنوان مجنون پيشنهاد شد آن را نيز نپسنديد،سرانجام پيشنهاد كردند كه پيامبر(ص)را ساحر بخوانند و او با آن موافقت كرد،چرا كه به پندارش اثر سحر كه جدايى افكندن ميان دو دوست و ايجاد دوستى ميان دو فرد مخالف بود و اين امر با ظهور اسلام و قرآن پيدا شده بود،و چون اين طرح و نقشه بعد از مطالعه و انديشه آماده شد قرآن از آن تعبير«فكّر و قدّر» كه بسيار كوتاه و پرمعنى است مىكند و به اين ترتيب اگر پيشنهاد هم از ناحيۀ ديگران بود ولى فكر و انتخاب از ناحيۀ وليد صورت گرفت.
و به هر حال اين جمله مخصوصا با توجه به تكرار آن در آيات بعد،دليل بر اين است كه او در افكار شيطانى مهارت داشت،آنچنان كه فكر و انديشهاش مايۀ تعجب بود.
(ج ٢٢٨/٢٥-٢٢٩.)
قَدَّرَهُ:(عبس١٩/.)[**]
از«تقدير»گرفته شده و به معنى«اندازه گيرى و موزون ساختن»است،چنان كه آيه
[**]مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُمِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ .عبس١٨/و١٩.