شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦٠ - غَنِمْتُم (انفال٤١/ )
معنى فيء است(فيء را در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مىرسد ذكر كردهاند...)و در حديث وارد شده كه گروگان در اختيار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنيمت و منافعش براى اوست و غرامت و زيانش نيز متوجه اوست و نيز غنم به معنى زيادى و نُمُوّ و اضافه قيمت است،و فلان چيز را به غنيمت گرفت،يعنى به او دسترسى پيدا كرد».
در كتاب«تاج العروس»جلد نهم مىخوانيم:
«غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد».
در كتاب«قاموس»نيز«غنيمت»به همان معنى فوق ذكر شده است.
و در كتاب«مفردات راغب»مىخوانيم:
غنيمت از ريشۀ«غَنَم»به معنى«گوسفند»گرفته شده و سپس مىگويد:ثم استعمل فى كل مظفور به من جهة العدى و غيره.يعنى«سپس در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مىآورد بهكاررفتهاست »حتى كسانى كه يكى از معانى غنيمت را غنايم جنگى ذكر كردهاند انكار نمىكنند كه معنى اصلى آن معنى وسيعى است كه به هرگونه خيرى كه انسان بدون مشقت به آن دست يابد گفته مىشود.
در استعمالات معمولى نيز«غنيمت»در برابر«غرامت»ذكر مىشود،همانطور كه معنى«غرامت»معنى وسيعى است و هرگونه غرامت را شامل مىشود،«غنيمت»نيز معنى وسيعى دارد و به هرگونه درآمد قابل ملاحظهاى گفته مىشود اين كلمه در «نهج البلاغه»در موارد زيادى به همين معنى آمده است،در خطبه ٧٦ مىخوانيم اغتنم المهل:«فرصتها را غنيمت بشماريد»،و در خطبۀ ١٢٠ مىفرمايد:من اخذ بها لحق و غنم:
«كسى كه به آيين خدا عمل كند به سر منزل مقصود مىرسد و بهره مىبرد».
در نامۀ ٥٣ به مالك اشتر مىفرمايد:و لا تكوننَّ عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم:«در برابر مردم مصر همچون حيوان درندهاى مباش كه خوردن آنها را غنيمت و درآمدى براى خود فرض كنى».
و در نامۀ ٤٥ به عثمان بن حنيف مىفرمايد:فو اللّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادَّخرت من غنائمها وفرا:«به خدا سوگند از دنياى شما طلايى نيندوختم و از غنايم و