شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠١ - تُفَنِّدُون (يوسف٩٤/ )
فلن
فُلان:(فرقان٢٨/.)[*]
بنا به گفتۀ قاموس،اين لفظ كنايه از يك نفر معيّن است.عرب از هر مذكّر با«فلان» و از هر مؤنث با«فلانة»كنايه مىآورد و اگر منظور بهايم باشد همين كلمات را با الف و لام به كار مىرود و مىگويد:الفلان و الفلانة.
آيۀ مورد بحث دربارۀ قيامت است كه انسان متوجه مىشود كه رفيق يا پيشوايش او را به اضلال و بدبختى كشانده است.در اين هنگام در دنيايى از تأسف فرومىرود و مىگويد:«اىواى بر من،كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم»لَمْ أَتَّخِذْ فُلاٰناً خَلِيلاًفرقان٢٨/.
روشن است كه منظور از فلان همان شخصى است كه او را به گمراهى كشانده:
شيطان يا دوست بد يا خويشاوند گمراه.
در واقع اين آيه و آيۀ قبل دو حالت نفى و اثبات را در مقابل هم قرار مىدهد در يك جا مىگويد:«اىكاش راهى به پيامبر(ص)پيدا كرده بودم»و در اين جا مىگويد:«اىكاش فلان شخص را دوست خود انتخاب نكرده بودم»كه تمام بدبختى در ترك رابطه با پيامبر(ص)و قبول رابطه با اين دوست گمراه است.(ج ٧١/١٥.)
فند
تُفَنِّدُون:(يوسف٩٤/.)[**]
از«تفنيد»به معنى نسبت دادن به نادانى و كمعقلى و دروغ است.ريشۀ اصلى آن
[*]يٰا وَيْلَتىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاٰناً خَلِيلاً.فرقان٢٨/.
[**]وَ لَمّٰا فَصَلَتِ الْعِيرُ قٰالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لاٰ أَنْ تُفَنِّدُونِ .«هنگامى كه كاروان(از