شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٠ - غُلُّوهُ (حاقه٣٠/ )
معنى اصلى آن نفوذ تدريجى و مخفيانه آب در ريشۀ درختان است و از آنجا كه خيانت كردن به صورت مخفيانه و تدريجى صورت مىگيرد به آن«غُلول»مىگويند و اگر به حرارت درونى ناشى از تشنگى،«غليل»مىگويند نيز بههمينجهت است و نيز به همين مناسبت است كه به حسد و كينه و دشمنى كه به طرز مرموزى در جان انسان نفوذ مىكند«غِلّ»(به كسر غين)گفته مىشود،چنان كه در آيۀ ٤٣ سورۀ اعراف مىخوانيم:وَ نَزَعْنٰا مٰا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ...«و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند برمىكنيم...».
بنابراين«غل»مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات زشت و مزاحم اخلاقى را شامل مىشود.(ج ١٥٢/٣،ج ١٧٥/٦.)
غُلُّوهُ:(حاقه٣٠/.)[*]
در اصل از مادّۀ«غلّ»گرفته شده و آن زنجيرى است كه گاه با آن دست و پاى مجرمان را به گردن آنها مىبستند و بسيار مشقتبار و رنجآور بوده است.آيۀ مورد بحث به گوشهاى از عذابهاى كسانى كه نامه اعمالشان در قيامت به دست چپشان داده مىشود اشاره مىكند و به فرشتگان عذاب دستور داده مىشود«او را بگيريد و در بند و زنجيرش كنيد»خُذُوهُ فَغُلُّوهُحاقه٣٠/.
در آيۀ ٦٤ سورۀ مائده از مادّۀ«غلّ»چنين مىخوانيم:...غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ ...«...دست آنها در زنجير باد...».
به طورى كه ملاحظه مىشود ذكر غل و زنجير بيانگر مجازات عظيم كافران است كه در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده و عذاب و اسارت در آن جمع است.(ج ٤٥١/٤، ج ٤٦٨/٢٤.)
[*]خُذُوهُ فَغُلُّوهُ .حاقه٣٠/.