شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٧ - قَسَم در جمل١٧٢٨ لا١٦٤٨ اقْسمُ (قيامت١/ و ٢ )
اين جهت گفت كه آنها بازگشت مردگان را به حيات و زندگى مجدد،محال،يا بيهوده مىپنداشتند)آيه فوق نازل شد و به او و مانند او پاسخ گفت و مسئله معاد را با دليل روشنى بيان كرد.در حقيقت گفتگوى اين دو نفر سببى بود براى طرح مجدد مسئله معاد[١].
(ج ٣٩٨/٥،ج ٢٢٩/١١-٢٣٠.)
قَسَم در جملۀ:لاٰ اقْسمُ:(قيامت١/ و ٢.)[*]
در اين كه«لا»در دو آيۀ مورد بحث«زائده»و براى تأكيد است(بنابراين سوگند را نفى نمىكند،بلكه آن را مؤكدتر مىكند)و يا اين كه«لا»نافيه است و هدف آن است كه بگويد اين موضوع به قدرى مهم است كه به آن سوگند ياد نمىكنم(مثل اين كه گاهى مردم به يكديگر مىگويند به جان تو قسم ياد نمىكنم كه برتر از سوگند است)در ميان مفسران گفتگوست.
غالب مفسران احتمال اوّل را برگزيدهاند در حالى كه بعضى طرفدار تفسير دوم هستند و معتقدند كه«لاى»زائده در آغاز كلام نمىآيد،بلكه بايد در وسط كلام باشد.
ولى تفسير اوّل صحيحتر به نظر مىرسد،زيرا قرآن به امورى مهمتر از قيامت،مانند ذات پاك خدا،سوگند ياد مىكند،بنابراين دليلى ندارد كه به روز قيامت در اين جا قسم ياد نشود و قرار گرفتن«لا»زائده در آغاز كلام نيز نمونه دارد،چنان كه از اشعار امرأ القيس نقل كردهاند كه در آغاز بعضى از قصايدش لاء زائده را به كار برده است:
لا و ابيك ابنَة
العامرلا يدّعى القوم انّى افرّ[**]
ولى به عقيدۀ ما بحث پيرامون زائده بودن يا نافيه
بودن«لا»چندان مهم نيست،چرا
[١]تفسير مجمع البيان و قرطبى و ابو الفتوح رازى،ذيل آيۀ مورد بحث.
[*]لاٰ أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيٰامَةِوَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ .«سوگند به روز قيامت و سوگند به روز قيامت و سوگند به نفسلوامه،وجدان بيدار و ملامتگر(كه رستاخيز حق است)»قيامت ١ و ٢.
[**] «سوگند به پدرت اى دختر«عامر»قوم هرگز نمىتواند ادعا كند كه من فرار مىكنم».