شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨٢ - عائل (ضحى٨/ )
جا روى مىآورد خود را در برابر درهاى گشوده مىبيند،مقدمات هر كار فراهم است و بن بست و گرهى در برابر او نيست؛از اين حال تعبير به«وسعت زندگى»و از اولى به «ضيق يا تنگى معيشت»تعبير مىشود و منظور از«معيشت ضنك»در آيۀ مورد بحث نيز همين است.
بايد توجه داشت كه تنگى معيشت تنها به خاطر اين نيست كه انسان درآمد كمى دارد چهبسا ممكن است درآمدش هنگفت باشد،ولى بخل و حرص،زندگى او را تنگ كند.قرآن عامل اصلى اين تنگناها را اعراض از ياد حق مىداند،زيرا ياد خدا مايۀ آرامش جان و تقوا و شهامت است و فراموش كردن او مايۀ اضطراب و ترس و نگرانى است.
(ج ٣٢٧/١٣.)
مَعايِش:(حجر٢٠/.)[*]
جمع«معيشة»و آن وسيله و نيازمنديهاى زندگى انسان است كه گاهى خود به دنبال آن مىرود و گاهى آن به سراغ او مىآيد.
گرچه بعضى از مفسران كلمۀ«معايش»را تنها به زراعت و گياهان و يا خوردنيها و نوشيدنيها تفسير كردهاند،ولى پيداست كه مفهوم لغت كاملا وسيع است و تمام وسايل حيات را شامل مىشود.(ج ٥٥/١١.)
عىل
عائل:(ضحى٨/.)[**]
از مادّۀ«عيل»به فتح عين،در اصل به معنى شخص«عيالمند»است هرچند غنى
[*]وَ جَعَلْنٰا لَكُمْ فِيهٰا مَعٰايِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرٰازِقِينَ .«و براى شما انواع وسايل زندگى در آن قرارداديم و همچنين براى كسانى كه شما نمىتوانيد به آنها روزى دهيد»حجر٢٠/.
[**]وَ وَجَدَكَ عٰائِلاً فَأَغْنىٰ .«و تو را فقير يافت و بىنياز كرد»ضحى٨/.