شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨ - طَلَعَتْ (كهف١٧/ )
مىباشد.بعضى از مفسران گفتهاند با توجه به اين كه درخت سدر برگهايى بسيار كوچك و درخت موز برگهايى بسيار پهن و بزرگ و گسترده دارند ذكر اين دو درخت اشارۀ لطيفى به تمام درختان بهشتى است كه در ميان اين دو قرار دارد[١].(ج ٢٢١/٢٣.)
طلع
طَلَعَتْ:(كهف١٧/.)[**]
از مصدر«طلوع»گرفته شده و به معنى«ظاهر شدن»است و به بالا آمدن خورشيد و تابيدن آن اطلاق مىشود.
آيۀ مورد بحث به ريزهكاريهاى مربوط به زندگى عجيب اصحاب كهف در غار مىپردازد و آنچنان دقيق و ظريف،جزئيات آن را فاش مىسازد كه گويى انسان در برابر غار نشسته و خفتگان غار را با چشم خود تماشا مىكند.
يكى از خصوصيات اين غار آن بود كه دهانۀ غار رو به شمال گشوده مىشد و چون در نيمكرۀ شمالى زمين قطعا بوده است نور آفتاب به درون آن مستقيما نمىتابيد،چنان كه قرآن مىگويد:
«اگر به خورشيد نگاه مىكردى مىديدى كه به هنگام طلوع به طرف راست(غار)آنها متمايل مىشود و به هنگام غروب در طرف چپ...»كهف١٧/.
و به اين ترتيب نور مستقيم آفتاب كه تداوم آن ممكن است موجب پوسيدگى و فرسودگى شود به بدن آنها نمىتابيد،ولى نور غير مستقيم به قدر كافى وجود داشت.
واژۀ«طلوع»در بخشى از آيۀ ١٣٠ سورۀ طه آمده است،در اين عبارت:
...قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ ...«...پيش از برآمدن آفتاب...».(ج ٣٦٨/١٢.)
[١]فخر رازى در تفسير كبير،ذيل آيۀ مورد بحث،ج ١٦٢/٢٩.
[**]وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذٰا طَلَعَتْ تَتَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذٰاتَ الْيَمِينِ وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ الشِّمٰالِ ...كهف١٧/.