شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١ - طاغوت (نحل٣٦/ )
بر قصرها و خانههاى آنها افكند و همه را در هم كوبيد و جسمهاى بىجانشان بر زمين افتاد.
قابل توجه اين كه:قرآن عامل نابودى اين قوم سركش را عذابى سركش مىشمرد «الطّاغيه»و اين عذاب سركش در سوره اعراف آيۀ ٧٨ به عنوان«رَجفة»(زلزله)ذكر شده و در آيۀ ١٣ فصلت«صاعقة»و در آيۀ ٦٧ هود«صيحة»آمده است كه در حقيقت همه به يك معنى بازمىگردد ،زيرا صاعقه هميشه با صداى عظيمى همراه است و لرزه بر نقطهاى كه فرود مىآيد وارد مىكند و عذابى است طغيانگر.(ج ٤٣٧/٢٤-٤٣٨.)
طغوى و طغيان:(الشمس١١/.)[*]
هر دو به يك معنى است و آن«تجاوز از حد و مرز»است و در آيۀ مورد بحث تجاوز از حدود الهى و سركشى در مقابل فرمانهاى اوست.
توضيح اين كه از عبارت بعضى از علماى لغت استفاده مىشود كه«طغيان»هم به صورت ناقص واوى و هم ناقص يائى آمده است،«طغوى»از مادّۀ ناقص واوى گرفته شده و«طغيان»از ناقص يائى.(ج ٥٤/٢٧.)
طاغوت:(نحل٣٦/.)[**]
اين واژه از«طغيان»گرفته شده و با همه مشتقاتش به معنى:تعدّى و تجاوز از حدّ يا سركشى و شكستن حدود و قيود آمده و بطور كلى به هر چيزى كه وسيلۀ تجاوز و طغيانگرى باشد،اطلاق شده است، ازاينرو به شيطان،بت،تجاوزگر،حاكم جبّار و متكبر و بالاخره هر معبودى غير از پروردگار،و هر مسيرى كه به غير حق منتهى شود، طاغوت گفته شده است.
بنابراين آنها كه داورى به باطل مىكنند«طاغوت»هستند،زيرا حدود و مرزهاى الهى و حق و عدالت را شكستهاند(اشاره به آيۀ ٦٠ سورۀ نساء)در همين باره حديثى از امام
[*]كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوٰاهٰا.«قوم ثمود براثر طغيان(پيامبرشان را)تكذيب كردند»الشمس١١/.
[**]...وَ اجْتَنِبُوا الطّٰاغُوتَ ...«...و از طاغوت اجتناب كنيد...»نحل٣٦/.