شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٧ - تَقْشَعِرُّ (زمر٢٣/ )
است كه ارباب لغت و مفسران،معانى مختلفى براى آن ذكر كردهاند كه چندان از هم دور نيست.بعضى آن را به معنى جمع شدن پوست تن(حالتى كه به هنگام ترس به انسان دست مىدهد)و بعضى به معنى لرزشى كه بر اندام در اين هنگام مىافتد دانستهاند.بعضى آن را به معنى راست شدن مو بر بدن مىدانند و در حقيقت همۀ اينها لازم و ملزوم يكديگر است[١].
آيۀ مورد بحث،به توصيف و ويژگى قرآن يعنى مسئله نفوذ عميق و فوقالعاده آن مىپردازد و مىگويد:«...از شنيدن آيات اين قرآن لرزه بر اندام خاشعان از پروردگار مىافتد(و مو بر تنشان راست مىشود)،سپس پوست و قلبشان،برون و درونشان نرم و آمادۀ پذيرش ذكر خدا مىگردد و آرام و مطمئن مىشود...».
چه ترسيم جالب و زيبايى از نفوذ عجيب آيات قرآن در دلهاى آماده،نخست در آن خوف و ترسى ايجاد مىكند،خوفى كه مايۀ بيدارى و آغاز حركت است و ترسى كه انسان را متوجه مسئوليتهاى مختلفش مىسازد.
در مرحلۀ بعد حالت نرمش و پذيرش سخن حق به او مىبخشد و به دنبال آن آرامش مىيابد.
اين حالت دوگانه كه مراحل مختلف و منازل«سلوك الى اللّه»را نشان مىدهد كاملا قابل درك است،آيات غضب و مقام انذار پيامبر(ص)دلها را به لرزه در مىآورد،سپس آيات رحمت به آن آرامش مىدهد.
انديشه در ذات حق و مسئله ابديت و ازليت و نامتناهى بودن ذات پاك او انسان را در وحشت فرومىبرد كه چگونه مىتوان او را شناخت،امّا مطالعۀ آثار و دلايل آن ذات مقدس در آفاق و انفس به او نرمش و آرامش مىبخشد.
تاريخ اسلام پر است از نشانههاى نفوذ عجيب قرآن در دلهاى مؤمنان و حتى غير مؤمنان كه قلبهايى آماده داشتند و اين نفوذ و جذبه فوقالعاده دليل روشنى است بر اين كه اين كتاب از طريق وحى نازل شده است.
[١]به مفردات راغب،لسان العرب،تفسير كشاف،تفسير روح المعانى و قرطبى مراجعه شود.