شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٤ - مُنقعر (قمر٢٠/ )
اين آيه دربارۀ پاداش بزرگ معنوى سخن مىگويد و آن حضور در پيشگاه قرب مليك مقتدر است كه روح انسان به پرواز در مىآيد و در شور و نشاط فرومىرود ،بهويژه آنكه تعبيراتى همچون«مليك»و«مقتدر»و نيز«مقعد صدق»همگى دلالت بر دوام و بقاى اين حضور و قرب معنوى دارد.(ج ٨٠/٢٣-٨١.)
ق ع ر
مُنقعر:(قمر٢٠/.)[*]
از مادّۀ«قعر»به معنى«پايينترين نقطۀ چيزى»است(محلى كه آخر چيزى به آن منتهى مىشود)و لذا اين واژه در معنى«ريشه كن ساختن»به كار مىرود و آيه دربارۀ سرنوشت قوم عاد و توصيف تندبادى است كه سبب هلاكت آنها شد،مىگويد:«مردم را همچون تنههاى نخل ريشه كن شده از جا بر مىكند»كَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍقمر ٢٠/.
اين تعبير يا به خاطر آن است كه قوم عاد اندامى قوى و هيكلهايى درشت داشتند و چنان كه بعضى از مفسران گفتهاند براى حفظ خود از تندباد،گودالها و پناهگاههاى زيرزمينى ساخته بودند،امّا قدرت باد در آن روز به حدّى بود كه آنها را از پناهگاههايشان ريشه كن مىكرد و به اين طرف و آن طرف مىافكند،حتّى گفتهاند آنها را چنان با سر به زمين مىكوبيد كه سرهايشان از تن جدا مىشد و تشبيه آنها به قسمت پايين نخلها به خاطر آن است كه به گفتۀ بعضى باد به قدرى شديد بود كه نخست دست و سرهاى آنها را كند و با خود برد و بعد بقيه بدنهايشان همچون نخل بىشاخوبرگ ،از زمينى كنده شده و به هر گوشه و كنار پرتاب مىگشت.
يا به خاطر چيزى است كه در بالا اشاره كرديم كه باد آنها را با سر به زمين مىكوبيد و گردنها مىشكست و سرها جدا مىشد.(ج ٣٩/٢٣-٤٠.)
[*]تَنْزِعُ النّٰاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ.قمر٢٠/.