شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٣ - يَغْلى و غَلى (دخان٤٥/-٤٦ )
محسوب مىشود،از آنجا كه انسان علاقه به خود دارد،ميل دارد كه رهبران و پيشوايان خويش را هم بيش از آنچه هستند بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود افزوده باشد.گاهى نيز اين تصوّر كه غلوّ دربارۀ پيشوايان،نشانۀ ايمان به آنان و عشق و علاقه به آنهاست سبب گام نهادن در اين ورطۀ هولناك مىشود.غلوّ همواره يك عيب بزرگ را همراه دارد و آن اين كه ريشۀ اصلى مذهب يعنى خداپرستى و توحيد را خراب مىكند، بههمينجهت اسلام دربارۀ غلات سختگيرى شديدى كرده و در كتب عقايد و فقه،غلات از بدترين كفار معرفى شدهاند.(ج ٢٢١/٤،ج ٤٠/٥.)
غلى
يَغْلى و غَلى:(دخان٤٥/-٤٦.)[*]
هر دو واژه از مادّۀ«غلى»به فتح غين و سكون لام به معنى«جوشيدن»است و اين كه به جوشش«غَلَيان»گفته مىشود به همين مناسبت است و از اين مادّۀ در قرآن به صورت مضارع و مصدر آمده است.
در آيات مورد بحث،توصيف وحشتناك و تكاندهندهاى از عذابهايى دوزخى منعكس شده است و غذاى گنهكاران را درخت زَقّوم دانسته كه گياهى تلخ و بدبو و كشنده است، سپس مىافزايد:«همانند فلز گداخته در شكم گنهكاران مىجوشد،جوششى همچون آب سوزان»كَغَلْيِ الْحَمِيمِدخان٤٥/-٤٦.
به هر حال هنگامى كه گياه ز قوم وارد شكم آنها مىشود،حرارت فوقالعادهاى به وجود مىآورد و همچون آبى جوشان غليان پيدا مىكند و به جاى اين كه اين غذا مايۀ قوّت و قدرت شود بدبختى و عذاب و درد و رنج مىآفريند.(ج ٢٠٤/٢١.)
[*]كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِكَغَلْيِ الْحَمِيمِ .دخان٤٥/-٤٦.