شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٨ - فوم (بقره٦١/ )
فواق:(ص١٥/.)[*]
بر وزن«رواق»به طورى كه بسيارى از اهل لغت و تفسير گفتهاند در اصل به معنى فاصلهاى است كه در ميان دو مرتبۀ دوشيدن شير از پستان مىباشد،زيرا هنگامى كه شير به طور كامل دوشيده شود كمى بايد صبر كرد تا مجددا شير در پستان جمع شود.و بعضى آن را به معنى فاصلهاى كه ميان باز كردن انگشتان و بستن آن به هنگام دوشيدن شير با انگشت است مىدانند.
و از آنجا كه پستان بعد از دوشيدن شير در استراحت فرومىرود گاه اين كلمه در معنى آرامش و استراحت نيز بهكاررفتهاست .و نيز از آنجا كه اين فاصله براى بازگشت شير به پستان است اين تعبير به معنى بازگشت و رجوع نيز آمده و از همين جهت بهبود مريض را «افاقه»مىگويند،چرا كه سلامت و تندرستى به او بازمىگردد و نيز به هوش آمدن مست، و عاقل شدن ديوانه را به خاطر بازگشت هوش و عقل به آنها«افاقه»مىگويند.
بعضى از ارباب لغت ميان«فواق»(به فتح)با«فواق»(به ضم)فرقهايى گذاشتهاند و بعضى هر دو را به يك معنى مىدانند[**].(ج ٢٣٣/١٩.)
ف و م
فوم:(بقره٦١/.)[***]
به ضم فا،يكى از غذاهاى مورد تقاضاى بنى اسرائيل است،بعضى به معنى«گندم» و بعضى به معنى«سير»تفسير كردهاند.البته هريك از اين دو ماده امتياز ويژهاى دارد،ولى
[*]وَ مٰا يَنْظُرُ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ صَيْحَةً وٰاحِدَةً مٰا لَهٰا مِنْ فَوٰاقٍ .«اينها(با اين اعمالشان)انتظارى جز ايننمىكشند كه يك صيحۀ آسمانى فرود آيد،صيحهاى كه در آن بازگشت نيست»ص١٥/.
[**] براى توضيح بيشتر به مفردات راغب و تفسير روح المعانى و فخر رازى و تفسير ابو الفتوح و قرطبى ومنابع لغت مراجعه كنيد.
[***]وَ إِذْ قُلْتُمْ يٰا مُوسىٰ لَنْ نَصْبِرَ عَلىٰ طَعٰامٍ وٰاحِدٍ فَادْعُ لَنٰا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنٰا مِمّٰا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهٰا وَقِثّٰائِهٰا وَ فُومِهٰا وَ عَدَسِهٰا وَ بَصَلِهٰا...بقره٦١/.