شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨١ - قدر (طه٤٠/ )
لازم به تمام ياختههاى بدن انسان است از بيست و چند مادۀ تركيب يافته،نسبت اين مواد و اندازه و كيفيت هريك به قدرى دقيق است كه با كمترين تغيير،سلامت انسان به خطر مىافتد و به همين دليل براى شناخت نارساييهاى بدن فورا به سراغ آزمايش خون و اندازهگيرى مواد قندى و چربى و اوره و آهن و ساير اجزاى تركيبش مىروند و از كمى و زيادى اين اجزاء فورا به علل نارساييهاى بدن و بيماريها پى مىبرند.
تنها خون انسان نيست كه تركيبى اين چنين دقيق دارد،اين دقت و محاسبه در سراسر عالم هستى موجود است.
ضمنا با توجه به اين نكته روشن مىشود كه آنچه را گاهى ما بىنظميها و نابسامانيهاى عالم هستى مىپنداريم در واقع مربوط به نارسايى علم و دانش ماست و يك موحد و خداپرست راستين هيچگاه نمىتواند چنين تصورى دربارۀ عالم داشته باشد و پيشرفت تدريجى علوم گواه اين واقعيت است.
و نيز اين درس را مىتوانيم بياموزيم كه جامعۀ انسانيت كه جزئى از مجموعۀ نظام هستى است اگر بخواهد سالم زندگى كند بايد اين اصل(كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ)بر سراسر آن حكومت داشته باشد،از هرگونه افراط و تفريط و كارهايى كه حساب و كتاب در آن نيست بپرهيزد و در تمام نهادهاى اجتماعى حساب و كتاب را حاكم سازد.(ج ١٣٧/١٠ -١٣٨.)
قدر:(طه٤٠/.)[*]
به معنى«اندازۀ چيزى،مكان و زمان معيّن و حساب شده»و به معنى«فرمان الهى»و بالاخره به معنى سرنوشت و آنچه خداوند براى بندگان خود مقدر كرده است مىباشد و جمع آن«اقدار»است.
اين بخش از آيه،در ادامۀ زندگى پرماجراى موسى(ع)،پس از حوادث مهمّى كه براى اين پيامبر بزرگ پيش آمده بود و پس ازآنكه ساليانى در ميان مردم مدين توقف كرده بود و
[*]...ثُمَّ جِئْتَ عَلىٰ قَدَرٍ يٰا مُوسىٰ .طه٤٠/.