شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٢ - قدر (طه٤٠/ )
نيز بعد از پيمودن اين راه طولانى،خطاب به او مىگويد:«...سپس در زمان مقدر(به يك حدّ و اندازۀ تعيين شده،براى فرمان رسالت)به اين جا آمدى»ثُمَّ جِئْتَ عَلىٰ قَدَرٍ يٰا مُوسىٰطه٤٠/.
كلمۀ«قدر»در اين آيه،به گفتۀ بسيارى از مفسران به معنى زمانى است كه مقدار شده بود موسى به رسالت برگزيده شود،ولى بعضى ديگر آن را به معنى«مقدار»گرفتهاند، همان گونه كه در بعضى از آيات قرآن نيز به همين معنى آمده است(سورۀ حجر،آيۀ ٢١ كه در مبحث پيش گذشت)طبق اين تفسير معنى جمله چنين خواهد بود:
اى موسى بعد از اين فراز و نشيبها و امتحانات گوناگون و زندگى ممتد در جوار پيامبر بزرگى همچون شعيب پرورش يافتى،سرانجام داراى قدر و مقام و شخصيّتى شدى كه آمادۀ پذيرش وحى گشتى.
واژۀ«قدر»در آيۀ ٩١ سورۀ انعام مشاهده مىشود:وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قٰالُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ...«آنها خدا را آنچنان كه شايسته است نشناختند،زيرا گفتند:
خدا هيچ كتابى بر هيچ انسانى نازل نكرده است...».
از ابن عباس چنين نقل شده كه جمعى از يهوديان گفتند:اى محمد!آيا راستى خداوند كتابى بر تو فرستاده است؟پيامبر گفت:آرى،آنها گفتند:به خدا سوگند كه خداوند هيچ كتابى از آسمان فرونفرستاده است[١]! در اين كه اين آيه دربارۀ يهود است يا مشركان در ميان مفسران گفتگوست،ولى از آنجا كه پيامبر(ص)در مكّه گفتگويى با يهود نداشته و آنچه بوده در مدينه بوده است و از طرفى سورۀ انعام كه اين آيه جزء آن است مكى است،بعضى معتقدند كه اين آيه استثنائا در مدينه نازل شده است و به دستور پيامبر(ص)به تناسب خاصى در وسط اين سورۀ مكى قرار گرفته و اين موضوع در قرآن نمونههاى فراوانى دارد.
به هر حال،جملۀ:وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ(خدا را آنچنان كه شايسته است نشناختند و اوصاف او را درك نكردند)در حقيقت اشاره به اين نكته است كه هركس خدا را
[١]تفسير مجمع البيان،ابو الفتوح رازى و المنار،ذيل آيه.