شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢٩ - فيل (فيل١/ )
دربارۀ دويست شترت سخن مىگويى،امّا دربارۀ كعبه كه دين تو و اجداد تو است و من براى ويرانىاش آمدهام مطلقا سخنى نمىگويى! عبد المطلب گفت:انا رب الابل،و ان للبيت ربا سيمنعه.«من صاحب شترانم و اين خانه صاحبى دارد كه از آن دفاع مىكند»(اين سخن،ابرهه را تكان داد و در فكر فرورفت ).
عبد المطلب به مكّه آمد و به مردم اطلاع داد كه به كوههاى اطراف پناهنده شوند و خودش با جمعى كنار خانۀ كعبه آمد تا دعا كند و يارى طلبد،دست در حلقۀ در خانۀ كعبه كرد و اشعار معروفش را خواند:
لا هم ان المرء يمنع رحله فامنع رحالك*لا يغلبنَّ صليبهم و محالهم ابدا محالك جروا جميع بلادهم و الفيل كى يسبوا عيالك*لا هم ان المرء يمنع رحله فامنع عيالك و انصر على آل الصليب و عابديه اليوم آلك.[١]
«خداوندا! هركس از خانۀ خود دفاع مىكند تو خانهات را حفظ كن.
هرگز مباد روزى كه صليب آنها و قدرتشان بر نيروهاى تو غلبه كند.
آنها تمام نيروهاى بلاد خويش و فيل را با خود آوردهاند تا ساكنان حرم تو را اسير كنند.
خداوندا! هركس از خانوادۀ خويش دفاع مىكند تو نيز از ساكنان حرم امنت دفاع كن.
و امروز ساكنان اين حرم را بر آل صليب و عبادتكنندگانش يارى فرما».
سپس عبد المطلب به يكى از درههاى اطراف مكّه آمد و در آنجا با جمعى از قريش پناه گرفت و به يكى از فرزندانش دستور داد بالاى كوه ابو قبيس برود تا ببيند چه خبر مىشود.
فرزندش بسرعت نزد پدر آمد و گفت:پدر!ابرى سياه از ناحيۀ دريا(درياى احمر) به چشم مىخورد كه بهسوى سرزمين ما مىآيد.عبد المطلب خرسند شد صدا زد:«اى
[١]مورخان و مفسران اشعار فوق را مختلف آوردهاند،آنچه در بالا آمده خلاصهاى است از تركيبى ازنقلهاى مختلف.