شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢٧ - فيل (فيل١/ )
آنها باآنهمه لشكر و قدرت آمده بودند تا خانۀ خدا را ويران سازند و خداوند با لشكرى بظاهر بسيار كوچك و ناچيز،آنها را در هم كوبيد،فيلها را با پرندههاى كوچك و سلاحهاى پيشرفتۀ آن روز كه سنگريزه«سجيل»بود از كار انداخت،تا ضعف و ناتوانى اين انسان مغرور و خيرهسر را در برابر قدرت الهى ظاهر و آشكار سازد.
مفسران و مورخان،داستان اصحاب فيل را به صورتهاى مختلفى نقل كردهاند و ما خلاصهاى از آن را براى خوانندگان مشتاق در اين جا ذكر مىكنيم.
«ذونواس»پادشاه يمن،مسيحيان نجران را كه در نزديكى آن سرزمين مىزيستند تحت شكنجۀ شديد قرار داد تا از آيين مسيحيت بازگردند(قرآن اين ماجرا را به عنوان اصحاب اخدود در سورۀ بروج آورده است).
بعد از اين جنايت بزرگ مردى به نام«دوس»از ميان آنها جان سالم به در برد و خود را به قيصر روم كه بر آيين مسيح بود رسانيد و ماجرا را براى او شرح داد.
از آنجا كه فاصله ميان روم و يمن زياد بود،قيصر نامهاى به«نجاشى»سلطان حبشه نوشت تا انتقام نصاراى نجران را از ذونواس بگيرد و نامه را با همان شخص براى نجاشى فرستاد.نجاشى سپاهى عظيم بالغبر هفتاد هزار نفر به فرماندهى شخصى به نام«ارياط» روانۀ يمن كرد«ابرهه»نيز يكى از فرماندهان اين سپاه بود.
ذونواس شكست خورد و ارياط حكمران يمن شد،بعد از مدتى ابرهه بر ضد او قيام كرد و او را از بين برد و خود بر جاى او نشست.
خبر اين ماجرا به نجاشى رسيد،او تصميم گرفت ابرهه را سركوب كند،ابرهه براى نجات خود موهاى سر را تراشيد و با مقدارى از خاك يمن به نشانۀ تسليم كامل نزد نجاشى فرستاد و اعلام وفادارى كرد.نجاشى چون چنين ديد او را بخشيد و در پست خود باقى گذاشت.
در اين هنگام ابرهه براى اثبات خوشخدمتى كليساى بسيار زيبا و مهمى بنا كرد كه مانند آن در آن زمان در كرۀ زمين وجود نداشت و به دنبال آن تصميم گرفت مردم جزيرۀ عربستان را به جاى«كعبه» بهسوى آن فراخواند و تصميم گرفت آنجا را كانون حج عرب سازد و مركزيت مهم مكّه را به آنجا منتقل كند.