شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٢ - قارون (قصص٧٩/ )
البته مجازات دردناك،مجازاتى است كه بعد از چنين نمايشى باشد و از آن اوج عظمت به قعر زمين فرورود ،كما اين كه سرانجام از سوى خدا،فرمان«خسف»(فرورفتن در زمين)در اختيار موسى(ع)قرار گرفت.
مسئله«خسف»به معنى فرورفتن و پنهان گشتن در زمين است،بارها در طول تاريخ بشر واقع شده است كه زمينلرزۀ شديدى آمده و زمين از هم شكافته شده و شهر يا آباديهايى را در كام خود فروبلعيده است،ولى اين خسف با موارد ديگر متفاوت بود،طعمۀ اصلى او فقط قارون و گنجهاى او بود«آنها كه ديروز آرزو داشتند كه به جاى او باشند،هنگامى كه صحنۀ فرورفتن او و ثروتش را به قعر زمين ديدند مىگفتند:واى بر ما،گويى خدا روزى را بر هركس از بندگانش بخواهد گسترش مىدهد و بر هركس بخواهد تنگ مىگيرد...» قصص٨٢/.
داستان قارون-سمبل ثروتمند مغرور-كه قرآن ضمن آيات متعدد به طرز جالبى آن را بيان داشته،پرده از روى حقايق بسيارى در زندگى انسانها برمىدارد.
اين داستان روشنگر اين حقيقت است كه غرور و مستى ثروت گاه انسان را به انواع جنون مىكشاند و گاه سبب مىشود كه دست به زشتترين و ننگينترين گناهان بزند،در مقابل پيامبر پاك خدا،قيام كند و به مبارزه و ستيز با حق و حقيقت برخيزد.
اين مغروران بىخبر،خود را از همه دانشمندتر و آگاهتر مىدانند و به گمان اين كه ثروتشان كه گاه از طريق غصب حقوق ديگران به دست آمده است دليل بر عقل و هوش و درايت آنهاست،همه را نادان و خود را دانا مىپندارند.
اگر قارون با اطرافيانش و تمام ثروتش به قعر زمين فرورفت و نابود شد،ديگران به اشكال ديگرى نابود مىشوند و گاه حتى زمين،ثروتشان را به شكل ديگرى مىبلعد،يعنى ثروتهاى عظيم خود را تبديل به كاخها،باغها و زمينهايى مىكنند كه هرگز از آن استفاده نخواهند كرد و گاه حتى اموال خود را مىدهند و زمينهاى باير و موات را خريدارى مىكنند،به اين خيال كه آنها را تقسيم كرده و به قيمتهاى گزافى بفروشند و به اين ترتيب، زمين ثروتشان را مىبلعد.
اين بحثها امروزه تحقّق يافته و افرادى همچون قارونهاى زالوصفتى هستند كه