شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٢٩ - قَرْض (تغابن١٧/ )
در راه خير است.
اين آيه براى تشويق به انفاق و جلوگيرى از بخل و شحّ نفس مىفرمايد:«اگر شما به خدا قرضالحسنه دهيد آن را براى شما مضاعف مىسازد و شما را مىبخشد...»تغابن ١٧/.
چه تعبير عجيبى كه بارها در قرآن مجيد در مورد«انفاق فى سبيل اللّه»تكرار شده، خدايى كه آفرينندۀ اصل و فرع وجود ما،و بخشندۀ تمام نعمتها و مالك اصلى همۀ ملكهاست،از ما مىطلبد و در برابر آن اجر مضاعف و آمرزش مىدهد،لطف و محبت بالاتر از اين تصور نمىشود و بزرگوارى و رحمت فراتر از اين ممكن نيست،ما چه هستيم و چه داريم كه به او وام دهيم؟و تازه چرا اينهمه پاداش عظيم؟اينها همه نشانۀ اهميّت مسئله انفاق از يكسو و لطف بىپايان خدا دربارۀ بندگان ازسوىديگر نيست؟ و باز در آيۀ ٢٤٥ سورۀ بقره در همين باره مىخوانيم:مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً كَثِيرَةً ...«كيست كه به خدا قرض نيكويى دهد(و از اموالى كه خود او به وى بخشيده انفاق كند)تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند...».
جالب اين كه قرآن در اين آيه و چند آيۀ ديگر،از اين وظيفۀ همگانى تعبير به«قرض» كرده است،با در نظر گرفتن اين نكته كه مالك حقيقى اموال،پروردگار است و بشر تنها به عنوان نمايندگى خداوند در آنها تصرف مىكند و شرط سرپرستى و نمايندگى او اين است كه اضافه بر نيازمنديهاى خود،با انفاق،احتياجات عمومى را نيز بر طرف كند،امّا با همه اينها قرآن مىگويد:اين كمك مادى خود را به عنوان«قرض به خدا»حساب كنيد، قرض به آفريدگار جهان كه همه چيز از اوست و تازه هنگام استرداد چندين برابر آن را دريافت داريد.
و اين نهايت لطف پروردگار را نسبت به بندگان و كمال اهميّت مسئله انفاق را مىرساند با اين كه مالك و بخشنده اوست،باز بر مىگردد و از بندۀ خود استقراض مىكند،آن هم استقراضى كه با چنين سود فراوانى همراه است«كرم بين و لطف خداوندگار».(ج ١٦١/٢،ج ٢١١/٢٤.)