شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٥ - عبد (ذاريات٥٦/ )
گفته شده است.
واژۀ«عبد»از نظر لغت عرب به انسانى گفته مىشود كه سرتاپا تعلق به مولا و صاحب خود دارد،ارادهاش تابع ارادۀ او و خواستش تابع خواست اوست،در برابر او مالك چيزى نيست و در اطاعت او هرگز سستى به خود راه نمىدهد.
و به تعبير ديگر«عبوديت»-آنگونه كه در متون لغت آمده-اظهار آخرين درجۀ خضوع در برابر معبود است و به همين دليل تنها كسى مىتواند معبود باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسى جز خدا نيست.
بنابراين عبوديت نهايت اوج تكامل يك انسان و قرب او به خداست.عبوديت اطاعت بىقيدوشرط و فرمانبردارى در تمام زمينههاست و بالاخره عبوديت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعى يعنى كمال مطلق نينديشد،جز در راه او گام برندارد و هرچه غير اوست فراموش كند،حتى خويشتن را.
در آيۀ ٤٤ سورۀ مريم به جملۀ«لا تَعبُد»بر مىخوريم كه اين واژه نيز از مادّۀ«عبوديت» گرفته شده،آنجا كه ابراهيم(ع)به پدرش مىگويد:
يٰا أَبَتِ لاٰ تَعْبُدِ الشَّيْطٰانَ ...«پدرم!شيطان را پرستش مكن...»البته پيداست كه منظور از عبادت در اين جا عبادت به معنى سجده كردن و نماز و روزه براى شيطان بهجاآوردن نيست،بلكه به معنى اطاعت و پيروى فرمان است كه اين خود يك نوع از عبادت محسوب مىشود.
معنى عبادت و پرستش آنقدر وسيع است كه حتى گوش دادن به سخن كسى به قصد عمل كردن به آن را نيز شامل مىشود و نيز قانون كسى را به رسميت شناختن يك نوع عبادت و پرستش او محسوب مىشود.
از پيامبر(ص)چنين نقل شده:«كسى كه به سخن سخنگويى گوش فرادهد (گوش دادن از روى تسليم و رضا)او را پرستش كرده،اگر اين سخنگو از سوى خدا سخن مىگويد خدا را پرستيده است و اگر از سوى ابليس سخن مىگويد ابليس را عبادت كرده[١].
[١]سفينة البحار،ج ١١٥/٢(ماده عبد).