شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٩٠ - قيّوم (بقره٢٥٥/ )
عمل مسلمانان و اين دستور عالى اسلامى،فاصله از زمين تا آسمان است و همين يكى از اسرار عقبماندگى آنهاست.(ج ١٦٢/٤ و ١٦٤.)
قيّوم:(بقره٢٥٥/.)[*]
صيغۀ مبالغه(از اسماى خداى متعال)و از مادّۀ«قيام»است كه جز او سبحانه بدان وصف نمىشود،زيرا خداى متعال مبدأ وجود و اوصاف و آثار هر چيز است.به همين دليل به معنى وجودى است كه قيام او به ذات اوست و قيام همۀ موجودات به وجود اوست و به عبارت ديگر تمام موجودات جهان هستى به او متكى هستند و جز او هرچه هست قائم به اوست.
روشن است كه«قيام»به معنى«ايستادن»در گفتگوهاى روزمره به معنى همان هيئت مخصوص است و از آنجا كه اين معنى دربارۀ خداوندى كه از جسم و صفات جسمانى منزّه است مفهومى ندارد؛بنابراين منظور از آن قيام به آفرينش و تدبير و نگاهدارى مىباشد، تنها اوست كه همۀ موجودات را آفريده و نگاهدارى و تربيت آنها را به عهده گرفته است، هيچگاه از انجام اين كار غفلت نمىكند و به طور دائم و بدون هيچگونه وقفه،«قيام»به اين امور دارد.
از اين بيان روشن مىشود كه:«قيوم»در واقع اساس تمام«صفات فعل»است.
(منظور از صفات فعل،صفاتى است كه ارتباط خداوند را با يكى از موجودات بيان مىكند،مانند آفريننده، روزىدهنده، زندهكننده و هدايتكننده و امثال اينها)؛زيرا قيام به خلقت و تدبير موجودات جهان همۀ اين امور را شامل مىشود،اوست كه روزى مىدهد،اوست كه زنده مىكند،اوست كه مىميراند،اوست كه هدايت مىكند، بنابراين،صفت خالق و رازق و هادى و محيى و مانند آنها همه در«قيوم»جمعند.
(ج ١٩٣/٢-١٩٤.)
[*]اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ...«هيچ معبودى جز خداوند يگانۀ زنده كه قائم به ذات خويشاست و موجودات ديگر قائم به او هستند،وجود ندارد...»بقره٢٥٥/.