شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧٢ - قاهر (انعام١٨/ )
نخست مىفرمايد:«حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن»فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاٰ تَقْهَرْضحى ٩/.
اين نشان مىدهد كه در مورد يتيمان مسئله اطعام و انفاق گرچه مهم است،ولى از آن مهمتر دلجويى و نوازش و رفع كمبودهاى عاطفى است و لذا در حديث معروفى مىخوانيم كه رسول اللّه(ص)فرمود:« هركس به عنوان نوازش دست بر سر يتيمى كشد به تعداد هر مويى كه دست او از آن مىگذرد در روز قيامت نورى خواهد داشت[١]».
گويى خداوند به پيامبر(ص)مىفرمايد:تو هم خود يتيم بودى و رنج يتيمى را كشيدهاى،اكنون از دلوجان مراقب يتيمان باش و روح تشنۀ آنها را با محبت سيراب كن.
دو دستور ديگر خداوند به پيامبر(ص)اين است:«و سؤالكننده را از خود مران و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن»ضحى١٠/ و ١١.(ج ١٠٦/٢٧-١٠٧.)
قاهر:(انعام١٨/.)[*]
اسم فاعل به معنى« غلبهكننده»و از مادّۀ«قهر»(غلبه)گرفته شده است.
قهر و غلبه گرچه يك معنى را مىرساند،ولى از نظر ريشه لغوى با هم تفاوت دارند.
قهر و قاهريت به آن نوع غلبه و پيروزى گفته مىشود كه طرف هيچگونه مقاومتى نتواند از خود نشان دهد،ولى در كلمۀ غلبه اين مفهوم وجود ندارد و ممكن است بعد از مقاومتهايى بر طرف،پيروز گردد.به تعبير ديگر شخص قاهر به كسى مىگويند كه بر طرف مقابل آنچنان تسلط و برترى داشته باشد كه مجال مقاومت به او ندهد،درست مانند ظرف آبى كه بر شعلۀ كوچك آتشى ريخته شود كه دردم آن را خاموش كند.
بعضى از مفسران معتقدند كه قاهريت معمولا در جايى به كار برده مىشود كه طرف مقابل موجود عاقلى باشد،ولى غلبه اعم است و پيروزيهاى بر موجودات غير عاقل را نيز شامل مىشود[٢].
[١]مجمع البيان،ج ٥٠٦/١٠.
[*]وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ ...«اوست كه بر تمام بندگان خود قاهر و مسلط است...»انعام١٨/.
[٢] الميزان،ج ٣٤/٧.