شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٦٧ - قناطير (آل عمران١٤/ )
كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد و مال فراوانى(به عنوان مهر)به او پرداختهايد،چيزى از آن را نگيريد،آيا براى بازپس گرفتن مهر زنان،متوسل به تهمت و گناه آشكار مىشويد؟»نساء٢٠/.
پيش از اسلام رسم بر اين بود كه اگر مىخواستند همسر سابق را طلاق گويند و ازدواج جديدى كنند براى فرار از پرداخت مهر،همسر خود را به اعمال منافى عفت متهم مىكردند و بر او سخت مىگرفتند تا حاضر شود مهر خويش را كه معمولا قبلا دريافت مىشد بپردازد و طلاق گيرد و همان مهر را براى همسر دوم قرار مىدادند.
آيه فوق بشدّت از اين كار زشت جلوگيرى مىكند و آن را مورد نكوهش قرار مىدهد[١].(ج ٣٢١/٣-٣٢٢.)
قناطير:(آل عمران١٤/.)[*]
جمع«قنطار»به معنى«چيز محكم»است و سپس به مال زياد گفته شده است و اگر مشاهده مىكنيم«پل»را«قنطره»و اشخاص باهوش را«قنطر»مىگويند به خاطر استحكام در«بنا»يا در«تفكر»آنهاست و«مقنطره»اسم مفعول از همان ماده و به معنى مضاعف و مكرر آن مىباشد و ذكر اين دو كلمه(القناطير المقنطره)پشت سر هم براى تأكيد است، شبيه تعبيرى كه در فارسى امروز رايج است كه مىگويند:فلان كس صاحب«آلاف»و «الوف»مىباشد،يعنى ثروت زيادى دارد.
بعضى براى«قنطار»حد معينى تعيين كردهاند و گفتهاند:«قنطار»هفتاد هزار دينار طلاست.بعضى صدهزار ،و بعضى دوازده هزار درهم دانستهاند و به عقيدۀ بعضى ديگر،قنطار يك كيسۀ پر از سكه طلا يا نقره است.
در روايتى از امام باقر و امام صادق(ع)نقل شده كه قنطار،مقدار طلايى است كه
[١]تفسير صافى،ذيل آيۀ مورد بحث.
[*]زُيِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَنٰاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِالْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ...آل عمران١٤/.