شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٥٤ - قميص (يوسف٢٧/ )
آمده و هر شش بار نيز در سورۀ يوسف بهكاررفتهاست ،از جمله در آيۀ مورد بحث،آنجا كه يوسف در ماجراى همسر عزيز مصر مورد تهمت قرار مىگيرد و پيراهن او در اين ماجرا پاره مىشود.
بديهى است در چنين ماجرا هركس در آغاز كار به زحمت مىتواند باور كند كه جوان نوخاسته و بدون همسر بىگناه باشد و زن شوهردار،گناهكار،بنابراين شعلۀ اتهام بيشتر دامن يوسف را مىگيرد،ولى از آنجا كه خداوند حامى نيكان و پاكان است،اجازه نمىدهد اين جوان پارسا در شعلههاى تهمت بسوزد،لذا در آن هنگام شاهدى از خاندان آن زن گواهى مىدهد كه براى پيدا كردن مجرم اصلى از اين دليل روشن استفاده كنيد:اگر پيراهن يوسف از جلو پاره شده باشد،آن زن راست مىگويد و يوسف دروغگوست«و اگر پيراهنش از پشت سر پاره شده است،آن زن دروغ مىگويد و يوسف راستگوست»يوسف ٢٧/.
چه دليلى از اين زندهتر،چرا كه اگر تقاضا از طرف همسر عزيز بوده،او به پشت سر يوسف دويده است و يوسف در حال فرار بوده كه پيراهنش را چسبيده،مسلما از پشت سر پاره مىشود و اگر يوسف به همسر عزيز هجوم برده و او فرار كرده يا رودررو به دفاع از خويش برخاسته،مسلما پيراهن يوسف از جلو پاره خواهد شد و چه جالب است كه اين مسئله ساده پاره شدن پيراهنى،مسير زندگى بىگناهى را تغيير مىدهد و همين امر كوچك سندى بر پاكى او،و دليلى بر رسوايى مجرمى مىشود.
اين درس بزرگى است كه اين بخش از داستان يوسف به ما مىدهد و آن حمايت وسيع پروردگار است كه در بحرانىترين حالات به يارى انسان مىشتابد و به مقتضاى:يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً و يَرْزُقهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَحْتَسِبُ.از طرفى كه هيچ باور نمىكرد روزنۀ اميد براى او پيدا مىشود و شكاف پيراهنى،پاكى و برائت او را به اثبات مىرساند،همان پيراهن حادثهسازى كه يك روز،برادران يوسف را در پيشگاه پدر به خاطر پاره نبودن رسوا مىكند و روز ديگر همسر هوسران عزيز مصر را به خاطر پاره بودن،و روز ديگر نور آفرين ديدگان بىفروغ يعقوب است و بوى آشناى آن همراه نسيم صبحگاهى از مصر به كنعان سفر مىكند و پير كنعانى را بشارت به قدوم موكب بشير مىدهد.