شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٥٣ - قميص (يوسف٢٧/ )
طبق روايات مشهور كه بعضى ادعاى تواتر آن را نيز كردهاند،مشركان نزد رسول خدا(ص)آمدند و گفتند:اگر راست مىگويى و تو پيامبر خدايى ماه را براى ما دوپاره كن.
فرمود:اگر اين كار را كنم ايمان مىآوريد؟عرض كردند آرى-و آن شب،شب چهاردهم ماه بود-پيامبر(ص)از پيشگاه پروردگار تقاضا كرد آنچه را خواستهاند به او بدهد ناگهان ماه به دوپاره شد و رسول اللّه آنها را يكيك صدا مىزد و مىفرمود:ببينيد[١].
نكتهاى كه ذكر آن در اين جا لازم است اين كه بعضى از مفسران كه تحت تأثير پارهاى از القائات سوء قرار گرفتهاند و هرگونه انجام عمل خارق عادتى را(جز قرآن)براى پيامبر اسلام(ص)منكر شدهاند،با توجه به وضوح آيۀ فوق و كثرت رواياتى كه در اين زمينه در كتب علماى اسلام نقل شده به زحمت افتادهاند كه چگونه اين خارق عادت را توجيه كنند و طورى از كنار آن بگذرند كه جنبۀ اعجاز آن نفى شود.
ولى حق اين است كه مسئله«شقالقمر »به صورت اعجاز انجام گرفته و آيات بعد شواهد روشنى بر اين امر در بردارد،چه خوب بود آنها در آن اعتقاد نادرست تجديد نظر مىكردند تا بدانند كه پيامبر اسلام(ص)نيز معجزات و خارق عادتى داشته و اگر آياتى از قرآن آن را نفى مىكند اشاره به«معجزات اقتراحى»است كه گروهى بهانهجو مطرح مىكردند،نه قصد پذيرش حق داشتند و نه بعد از انجام آن تسليم حق مىشدند،ولى معجزاتى كه براى تحقيق حقيقت مطالبه مىشد از سوى پيغمبر(ص)انجام مىگرفت و شواهد فراوانى بر اين امر در تاريخ زندگى آن حضرت وجود دارد.(ج ٧/٢٣ تا ١٠.)
ق م ص
قميص:(يوسف٢٧/.)[*]
به«پيراهن»و آنچه بدن را فراگيرد گفته شده است.اين كلمه شش بار در قرآن مجيد
[١]مجمع البيان و كتب تفسير ديگر،ذيل آيۀ مورد بحث.
[*]وَ إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصّٰادِقِينَ .«و اگر پيراهن يوسف از پشت سر پارهشده آن زن دروغ مىگويد و او از راستگويان است»يوسف٢٧/.