شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤ - ظَنّ (نجم٢٨/ )
است و لذا تعبير بهإِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌشده است،بنابراين وجود همين گناه كافى است كه از همه بپرهيزد.
در اين جا اين سؤال مطرح مىشود كه گمان بد و خوب غالبا اختيارى نيست،يعنى براثر يك سلسله مقدمات كه از اختيار انسان بيرون است در ذهن منعكس مىشود،بنابراين چگونه مىشود از آن نهى كرد! ١)منظور از اين نهى،نهى از ترتيب آثار است،يعنى هرگاه گمان بدى نسبت به مسلمانى در ذهن شما پيدا شد،در عمل،كوچكترين اعتنايى به آن نكنيد،طرز رفتار خود را دگرگون نسازيد و مناسبات خود را با طرف تغيير ندهيد،بنابراين آنچه گناه است ترتيب اثر داده به گمان بد مىباشد.
لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام(ص)مىخوانيم:
ثَلاثٌ فِي المُؤْمِنِ لاَ يَسْتَحْسِنُ،وَ لَهُ مِنْهُنَّ مَخْرَجٌ،فَمَخْرَجُهُ مِنْ سُوءِ الظَّنِّ انْ لاٰ يُحَقِّقَهُ.
«سه چيز است كه وجود آن در مؤمن پسنديده نيست و راه فرار دارد،از جمله سوءظن است كه راه فرارش اين است كه به آن جامۀ عمل نپوشاند[١]».
٢)انسان مىتواند با تفكر روى مسائل مختلفى،گمان بد را در بسيارى از موارد از خود دور سازد،به اين ترتيب كه در راههاى حمل بر صحبت بينديشد و احتمالات صحيحى را كه در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و تدريجا بر گمان بد غلبه كند.
بنابراين گمان بد چيزى نيست كه هميشه از اختيار آدمى بيرون باشد،لذا در روايات دستور داده شده كه اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن،تا دليلى برخلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنى كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر،مادامكه مىتوانى محمل نيكى براى آن بيابى.
گمان بد نه تنها به طرف مقابل و حيثيت او لطمه وارد مىكند،بلكه براى صاحب آن نيز بلايى است بزرگ،زيرا سبب مىشود كه او را از همكارى با مردم و تعاون اجتماعى بر كنار كند و دنيايى وحشتناك آكنده از غربت و انزوا فراهم سازد،چنان كه در حديثى از
[١]محجة البيضاء،ج ٢٦٩/٥.