شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٣٣ - قلب (ق٣٧/ )
از همۀ اينها گذشته قلب به معنى عضو مخصوص،نقش مهمى در حيات و بقاى انسان دارد،به طورى كه يكلحظه توقف آن با نابودى همراه است.بنابراين چه مانعى دارد كه فعاليتهاى فكرى و عاطفى به آن نسبت داده شود.
در آيۀ ١٨٠ سورۀ اعراف مىخوانيم...لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ«...آنها(انس و جن) دلها(عقلها)يى دارند كه با آن(انديشه نمىكنند و)نمىفهمند...».
با توجه به اين كه«قلب»در اصطلاح قرآن به معنى روح و فكر و نيروى عقل است، يعنى آنها با اين كه استعداد تفكر دارند و همچون بهايم و چهار پايان فاقد شعور نيستند در عين حال از اين وسيلۀ سعادت بهره نمىگيرند و در عوامل و نتايج حوادث فكر و انديشه نمىكنند و اين وسيلۀ بزرگ رهايى از چنگال هرگونه بدبختى را بلا استفاده در گوشهاى از وجودشان رها مىسازند.
در آيۀ ١٩٤ سورۀ شعراء،خطاب به پيامبر اكرم(ص)آمده است:عَلىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ .«اين«روح الامين»قرآن را بر قلب تو از سوى پروردگار نازل كرد تا مردم را انذار كنى».
روشن است كه منظور از قلب در اين جا همان روح پاك پيامبر(ص)است،نه قلبى كه تلمبهاى است براى گردش خون،و انتخاب اين تعبير در اين جا اشاره به اين است كه تو با روح و جان خود قرآن را پذيرا شدى و اين معجزۀ بزرگ آسمانى پايگاهش قلب و دل تو است.
«قلب»در آيۀ ٣٧ سورۀ ق[*]به همان معنى«عقل»و شعور و ادراك است،در كتب لغت نيز يكى از معانى قلب همان«عقل»گفته شده.«راغب»در مفردات،قلب را در اين آيه به علم و فهم تفسير كرده است،در لسان العرب مىخوانيم كه قلب به معنى عقل به كار مىرود[١].
[*]إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ.«قطعا در سرگذشت پيشينيان تذكرو اندرزى است،براى آنكس كه عقل دارد،يا گوش فرادهد و حاضر باشد».ق٣٧/.
[١] لسان العرب،مادّۀ«قلب».