شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٣٢ - قلب (ق٣٧/ )
٢-به معنى روح و جان،چنان كه در آيۀ ١٠ سورۀ احزاب آمده است:...وَ إِذْ زٰاغَتِ الْأَبْصٰارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ...«هنگامى كه چشمها از وحشت فرومانده و جانها به لب رسيده بود».
٣-به معنى مركز عواطف،آيۀ ١٢ سوره انفال شاهد اين معنى است:...سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ ...«بزودى در دلهاى كافران ترس ايجاد مىكنم».و در جاى ديگر،آيۀ ١٥٩ سورۀ آل عمران مىخوانيم:...وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ...«...اگر سنگدل بودى از اطرافت پراكنده مىشدند».
بطور كلى در وجود انسان دو مركز نيرومند به چشم مىخورد:
١-مركز ادراكات كه همان مغز و اعصاب است و لذا هنگامى كه مطلب فكرى براى ما پيش مىآيد احساس مىكنيم با مغز خويش آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهيم(اگرچه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسيله و ابزارى هستند براى روح).
٢-مركز عواطف كه عبارت است از همان قلب صنوبرى كه در بخش چپ سينه قرار دارد و مسائل عاطفى در مرحلۀ اول روى همين مركز اثر مىگذارد،اولين جرقه از قلب شروع مىشود.
ما بالوجدان هنگامى كه با مصيبتى روبرو مىشويم فشار آن را روى همين قلب صنوبرى احساس مىكنيم و همچنان وقتى كه به مطلب سرورانگيزى بر مىخوريم فرح و انبساط را در همين مركز احساس مىكنيم.
درست است كه مركز اصلى«ادراكات»و«عواطف»همگى روان و روح آدمى است، ولى تظاهرات و عكس العملهاى جسمى آنها متفاوت است عكس العمل درك و فهم، نخستينبار در دستگاه مغز آشكار مىشود،ولى عكس العمل مسائل عاطفى از قبيل محبت،عداوت،ترس،آرامش،شادى و غم در قلب انسان ظاهر مىشود،به طورى كه به هنگام ايجاد اين امور به روشنى اثر آنها را در قلب خود احساس مىكنيم.
نتيجه اين كه اگر در قرآن مسائل عاطفى به قلب(همين عضو مخصوص)مسائل عقلى به قلب(به معنى عقل و يا مغز)نسبت داده شده،دليل آن همان است كه گفته شد و سخنى به گزاف نرفته است.