شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٣١ - قلب (ق٣٧/ )
مكان آمده،ولى جمعى آن را مصدر ميمى مىدانند كه به معنى«انتقال از حالى به حالى» مىباشد،امّا معنى اوّل با توجه به قرينۀ مقابله با«مثوى»كه در آيه آمده است،مسلما اسم مكان مناسبتر است.
آيه مىگويد:«...خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مىداند»وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْوٰاكُمْمحمد١٩/.
ظاهر آيه اين است كه اين دو كلمه(متقلّب و مثوى)مفهوم وسيعى دارد كه تمام حركات و سكون آدمى را چه در دنيا و چه در آخرت،چه در دوران جنينى و چه در قبور،را شامل مىشود،هرچند بسيارى از مفسران معانى محدودى براى آن قائل شدهاند.بعضى گفتهاند منظور حركات انسانى در روز و سكونت او در شب است.
بعضى ديگر گفتهاند منظور مسير انسان در دنيا،و قرارگاه او در آخرت است.
بعضى دگرگونى انتقال انسان را در صلب پدران و رحم مادران و ثبات او را در قبر مطرح كردهاند.
و بالاخره بعضى حركات او را در سفر و آرامش او را در حضر عنوان كردهاند.ولى همان گونه كه گفتيم آيه مفهوم گستردهاى دارد كه همۀ اينها را شامل مىشود.(ج ٤٥٣/٢١ -٤٥٤.)
قلب:(ق٣٧/.)[*]
چرا درك حقايق در قرآن به قلب نسبت داده شده است؟،در حالى كه مىدانيم قلب مركز ادراكات نيست،بلكه تلمبهاى است براى گردش خون در بدن.
قلب در قرآن به معانى گوناگونى آمده است،از جمله:
١-به معنى عقل و درك،چنان كه در آيۀ مورد بحث مىخوانيم:إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ .«در اين مطالب تذكر و يادآورى است براى آنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند».ق٣٧/.
[*]إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَذِكْرىٰ لِمَنْ كٰانَ لَهُ قَلْبٌ ...ق٣٧/.