شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٣ - ظَنّ (نجم٢٨/ )
مانند:...وَ ظَنُّوا مٰا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ .«...و مىدانند هيچ پناهگاهى ندارند»فصلت٤٨/.
و مانند:إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاٰقٍ حِسٰابِيَهْ *.«من يقين داشتم كه(قيامتى در كار است و)من به حساب اعمالم مىرسم»حاقه٢٠/.
بسيارى از مفسران معتقدند كه«ظنّ»در آيۀ:
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ .«زيرا مىداند عذابى در مورد او انجام مىشود كه پشت را در هم مىشكند!»قيامت٢٥/.به معنى«علم»است،يعنى او«يقين»به چنين عذابى پيدا مىكند،در حالى كه بعضى گفتهاند:
«ظنّ»در اين جا به همان معنى اصلى يعنى گمان مىباشد،از جمله شواهدى كه براى اين موضوع آوردهاند اين است كه اگر«ظن»به معنى«علم»باشد،«آن»بعد از آن بايد «مُخَفّفه از مُثَقّله»باشد،در حالى كه«اَن»در آيۀ مورد بحث مصدريه است به قرينه اين كه نصيب داده است.
و امّا منظور از«كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ»(در آيه ١٢ سورۀ حجرات)[**]گمانهاى بد است كه نسبت به گمانهاى خوب در ميان مردم بيشتر است،لذا از آن تعبير به كثير شده وگرنه «حسن ظن و گمان خير»نه تنها ممنوع نيست،بلكه مستحسن است،چنان كه قرآن مجيد در آيۀ ١٢ سورۀ نور مىفرمايد:
لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً...
«چرا هنگامى كه آن نسبت ناروا را شنيديد،مردان مؤمن و زنان مؤمن نسبت به خودشان گمان نيك نبردند؟...»نور١٢/.
قابل توجه اين كه:نهى از«كثيرى»از گمانها شده،ولى در مقام تعليل مىگويد زيرا «بعضى»از گمانها گناه است اين تفاوت تعبير ممكن است ازاينجهت باشد كه گمانهاى بد بعضى مطابق واقع است و بعضى مخالف واقع،آنكه مخالفت واقع است مسلّما گناه
[*]«ها»در«حسابيه»،«هاء استراحت»يا«هاء سكت»است و معنى خاصى ندارد و همينطور«ها»در«كتابيه»در همان سوره(حاقه١٩/.).
[**]يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ...«اى كسانى كه ايمان آوردهايد!ازبسيارى از گمانها بپرهيزيد،چرا كه بعضى از گمانها گناه است...»حجرات١٢/.