شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٩٩ - اقصى١٦٤٨ (قصص٢٠/ )
بعضى شش ماه و بعضى هفت ماه و بعضى هشت ماه و بعضى ٩ ماه مانند ساير زنان دانستهاند،ولى اين موضوع تأثير چندانى در هدف اين داستان ندارد و روايات در اين زمينه نيز مختلف است.
در اين كه اين مكان«قصى»(دور دست)كجا بوده،بسيارى معتقدند شهر«ناصره» بوده است و شايد در آن شهر نيز پيوسته در خانه مىماند و كمتر قدم بيرون مىگذاشت.
(ج ٣٩/١٣-٤٠.)
اقصىٰ:(قصص٢٠/.)[*]
به معنى«دورتر»از مادّۀ«قصو»به معنى«دور شدن»است.اين واژه به شكل«اقصا» سهبار در قرآن مجيد ذكر شده است.
آيۀ مورد بحث در ادامۀ مشاجرۀ مرد قبطى و بنى اسرائيلى و كشته شدن قبطى به دست موسى(ع)نازل شده است،آنجا كه ماجرا به فرعون و فرعونيان رسيد و جلسۀ مشورتى تشكيل دادند و حكم قتل موسى را صادر كردند.
در اين هنگام يك حادثۀ غير منتظره،موسى را از مرگ حتمى رهايى بخشيد و آن اين كه«مردى از نقطۀ دور دست شهر(از مركز فرعونيان و كاخ فرعون)بسرعت خود را به موسى رساند و گفت اى موسى،اين جمعيت براى كشتن تو به مشورت نشستهاند،فورا از شهر خارج شو كه من از خير خواهان توام».
اين مرد ظاهرا همان كسى بود كه بعدا به عنوان«مؤمن آل فرعون»معروف شد، مىگويند نامش«حزقيل»بود و از خويشاوندان نزديك فرعون محسوب مىشد و آنچنان با آنها رابطه داشت كه در اين گونه جلسات شركت مىكرد.
او از وضع جنايات فرعون رنج مىبرد و در انتظار اين بود كه قيامى بر ضد او صورت گيرد و او به اين قيام الهى بپيوندد.
[*]وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعىٰ قٰالَ يٰا مُوسىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَمِنَ النّٰاصِحِينَ .قصص٢٠/.