شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٤ - قارعة (قارعة١/ )
مىدانى آن حادثۀ سخت و كوبنده چيست؟روشن مىشود كه اين حادثۀ كوبنده به قدرى عظيم است كه ابعادش به فكر هيچكس نمىرسد.
به هر حال بسيارى از مفسران گفتهاند كه«قارعة»يكى از نامهاى قيامت است،ولى درست روشن نساختهاند كه آيا اين تعبير اشاره به مقدمات قيامت مىباشد كه عالم دنيا در هم كوبيده مىشود،خورشيد و ماه تاريك مىگردد و درياها برافروخته مىشود،اگر چنين باشد انتخاب نام«قارعة»براى اين حادثه دليلش روشن است.
و يا اين كه منظور مرحلۀ دوم،يعنى مرحلۀ زنده شدن مردگان و طرح نوين در عالم هستى است و تعبير«كوبنده»به خاطر آن است كه وحشت و خوف و ترس آن روز دلها را مىكوبد.
آياتى كه بعد از آن آمده بعضى تناسب با حادثۀ تخريب جهان دارد و بعضى متناسب با زنده شدن مردگان است،ولى روىهمرفته احتمال اول مناسبتر به نظر مىرسد،هرچند در اين آيات هر دو حادثه پشت سر يكديگر ذكر شده است،مانند بسيارى ديگر از آيات قرآن كه از قيامت خبر مىدهد.
در آيۀ ٣١ سورۀ رعد دربارۀ مصائب كوبندهاى كه بر كافران وارد مىشود،آمده است:
...وَ لاٰ يَزٰالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمٰا صَنَعُوا قٰارِعَةٌ ...«در عين حال كافران همواره مورد هجوم مصائب كوبندهاى به خاطر اعمالشان هستند»كه اين مصائب به صورت بلاهاى مختلف و همچنين جنگهاى كوبندۀ مجاهدان اسلام بر آنها فرود مىآيد.
واژۀ«قارعة»در اين آيه اشاره به امورى است كه آدمى را مىكوبد و هشدار مىدهد و اگر آمادۀ بيدار شدن باشد بيدار مىكند.
در حقيقت قارعة معنى وسيعى دارد كه هرگونه مصيبت شخصى،يا جمعى و مشكلات و حوادث دردناك را شامل مىشود.لذا بعضى از مفسران آن را به معنى جنگها و خشكسالىها و كشته شدن و اسير شدن دانستهاند،در حالى كه بعضى ديگر آن را تنها اشاره به جنگهايى گرفتهاند كه در صدر اسلام تحت عنوان«سريه»واقع مىشد و آن جنگهايى بود كه پيامبر(ص) شخصا در آن شركت نداشت،بلكه مأموريت را به اصحاب و ياران خود مىداد،ولى مسلم است كه قارعة اختصاص به هيچيك از اين موارد ندارد و همه را فرامىگيرد .