شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٢ - قراطيس (انعام٩١/ )
بررسى كنيم،خواهيم ديد كه اين كتابها هيچكدام لحن آسمانى ندارد،يعنى جنبۀ خطاب خداوند به بشر در آنها نيست،بلكه بخوبى از آنها استفاده مىشود كه اينها از زبان شاگردان و غير شاگردان از پيروان آيين موسى(ع)و مسيح(ع)به شكل تاريخ و شرح زندگى نوشته شده است و ظاهرا يهود و مسيحيان كنونى نيز اين مطلب را انكار نمىكنند،زيرا داستان مرگ موسى و عيسى و حوادث زيادى مربوط به زمانهاى بعد از آن در اين كتابها آمده است، نه به عنوان پيشبينى،بلكه به عنوان خبرى از گذشته،آيا چنين كتابى امكان دارد بر موسى و عيسى نازل شده باشد.
منتها مسيحيان و يهوديان عقيده دارند كه اين كتابها چون به دست انسانهايى نوشته شده كه از وحى آسمانى با خبر بودند كتاب مقدس و قابل اعتماد و خالى از اشتباه محسوب مىشود.
با توجه به اين نكته روشن مىشود كه چرا آنها از لحن قرآن كه به شكل خطاب به پيامبر و بندگان است تعجب مىكردند و در شأن نزول اين آيه آمده كه آنها با تعجب از آن حضرت پرسيدند آيا خداوند كتاب آسمانى نازل كرده؟و سپس اين موضوع را بطور كلى انكار كردند كه هيچ كتابى از ناحيۀ خدا بر هيچ انسانى حتى موسى نازل نشده است؛ولى خداوند در جواب آنها به اين موضوع اشاره مىكند كه خود شما عقيده داريد الواح و مطالبى بر موسى نازل شده،يعنى اگر آنچه در دست شماست كتاب آسمانى نيست،لااقل قبول داريد كه چنين چيزى از طرف خدا نازل شده است كه قسمتى از آن را آشكار و قسمت زيادى را پنهان مىداريد و به اين ترتيب اشكالى باقى نمىماند كه چگونه ممكن است يهود،منكر نزول كتاب آسمانى شده باشند.
و اگر آيه همانند ساير آيات اين سوره دربارۀ مشركان باشد معنى آن چنين مىشود كه آنها منكر هرگونه كتاب آسمانى شدند تا دعوت پيامبر اسلام(ص)را انكار كنند،ولى خداوند براى آنها استدلال مىكند كه چگونه ممكن است چنين ادعايى داشته باشند با اين كه خداوند،تورات را بر موسى نازل كرد؟و مشركان اگرچه آيين يهود را قبول نداشتند، ولى انبياى پيشين و ابراهيم و حتى موسى را احتمالا به عنوان پيامبرى براى منطقه و عصر خاصى قبول داشتند و خود را پيرو آيين ابراهيم مىدانستند و لذا هنگامى كه پيامبر