شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٥ - قَدَّرَ (مدثر١٨/ )
سخت گيرى و تضييق است،چرا كه انسان در هنگام سخت گيرى كردن هر چيزى را به قدر محدود در نظر مىگيرد،نه گسترده و بىحساب ،و در آيۀ مورد بحث نيز به همين معنى آمده است.
اين آيه گوشهاى از سرگذشت پيامبر بزرگ«يونس»را بيان مىدارد و مىگويد:«و ذا النّون(يونس)را(به يادآور)،در آن هنگام كه خشمگين(از ميان قوم خود)رفت و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت...»فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِانبياء٨٧/.
يونس گمان مىكرد كه تمام رسالت خويش را در ميان قوم نافرمانش انجام داده است و حتّى ترك اولايى در اين زمينه نكرده و اكنون كه آنها را به حال خود رها كرده و بيرون مىرود چيزى بر او نيست،در حالى كه اولى اين بود كه بيش از اين در ميان آنها بماند و صبر و استقامت به خرج دهد و دندان بر جگر بفشارد،شايد بيدار شوند و بهسوى خدا آيند.
سرانجام به خاطر همين ترك اولى او را در فشار قرار داديم،نهنگ عظيمى او را بلعيد و به طورى كه قرآن مىگويد،او در آن ظلمتهاى متراكم صدا زد:خداوندا جز تو معبودى نيست،خداوندا پاك و منزّهى،من از ستمكاران بودم،هم بر خويشتن ستم كردم و هم بر قوم خودم،مىبايست بيش از اين ناملايمات و شدايد و سختيها را پذيرا مىشدم،تن به همۀ شكنجهها مىدادم،شايد آنها به راه آيند.(ج ٤٨٥/١٣.)
قَدَّرَ:(مدثر١٨/.)[*]
مصدر اين واژه«تقدير»است و تقدير علاوه بر معناى اندازه گرفتن،داراى معانى ديگر نيز هست و در آيۀ مورد بحث:إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ.كلمۀ«قدّر»در اين جا به معنى آماده ساختن مطلب در ذهن و تصميم گرفتن براى اجراى نقشهاى شوم است.
در اين آيه و آيات بعد از آن،توضيحات بيشترى پيرامون مردى كه خداوند مال و فرزندان فراوان به او داده بود و او در مقام مخالفت با پيامبر اسلام(ص)برآمد-يعنى
[*]إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَمدثر١٨/.