شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٩ - قَبَضتُ (طه٩٦/ )
ديدم،من به سراغ آن بروم شايد شعلهاى از آن براى شما بياورم و يا بهوسيلۀ اين آتش راهى پيدا كنم»طه١٠/.
ولى اين آتش نبود،بلكه نور الهى بود.موسى به گمان اين كه آتش است براى پيدا كردن راه و يا بر گرفتن شعلهاى، بهسوى آتش حركت كرد[١].هنگامى كه موسى(ع)نزد آتش آمد،صدايى شنيد كه او را مخاطب ساخته مىگويد:اى موسى من پروردگار توام، كفشهايت بيرون آر كه تو در سرزمين مقدس«طوى»هستى.موسى با شنيدن اين نداى روحپرور،هيجان زده شد و لذت غير قابل توصيفى سر تا پايش را احاطه كرد و گفت اين پروردگار من است كه مرا مفتخر ساخته،تا به من نشان دهد كه در آغوش رحمتش از آغاز طفوليت تاكنون پرورش يافتهام و آمادۀ رسالت عظيمى شدهام.(ج ١٦٧/١٣-١٦٨.)
قبض
قَبَضتُ:(طه٩٦/.)[*]
از مادّۀ«قبض»به معنى«گرفتن»و جمع كردن اجزاى پراكنده است.
موسى(ع)پس از بحث و گفتگو با برادرش هارون و نكوهش شديد او در مورد گوسالهپرستى بنى اسرائيل و نيز پس از تبرئه هارون،به محاكمۀ«سامرى»كه گوساله را به وجود آورده بود پرداخت و گفت:اين چه كارى بود كه تو انجام دادى؟او در پاسخ گفت:
من از مطالبى آگاه شدم كه آنها نديدند و آگاه نشدند«من چيزى از آثار رسول و فرستادۀ خدا را گرفتمفَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِو سپس آن را بدور افكندم و اين چنين نفس من مطلب را در نظرم جلوه داد»طه٩٦/.
در اين كه منظور سامرى از اين سخن چه بوده؟در ميان مفسران دو تفسير معروف است:
[١]مجمع البيان،ذيل آيه.
[*]...فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهٰا وَ كَذٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي .طه٩٦/.