شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٨ - قبس (طه١٠/ )
در آيۀ ٧ سورۀ نمل به واژۀ«قبس»(بر وزن قفس)برمىخوريم در اين آيه مىگويد:
«به خاطر بياور هنگامى را كه موسى به خانوادۀ خود گفت:من آتشى از دور ديدم(همينجا توقف كنيد)من بزودى خبرى براى شما مىآورم يا شعلۀ آتشى تا گرم شويد»أَوْ آتِيكُمْ بِشِهٰابٍ قَبَسٍنمل٧/.
در اين آيه،واژۀ«قبس»به معنى شعلهاى از آتش است كه از مجموعهاى جدا مىشود و اين در شبى بود كه موسى(ع)با همسرش دختر شعيب در طريق مصر در بيابانى تاريك و ظلمانى گرفتار آمد،راه را گم كرد و باد و طوفان وزيدن گرفت و در همين حال درد وضع حمل به همسرش دست داد،موسى احساس نياز شديدى به افروختن آتش و استفاده از گرماى آن مىكرد،ولى در آن بيابان چيزى پيدا نبود.
همينكه شعلۀ آتشى را از دور ديد خوشحال شد و آن را دليل بر وجود انسان يا انسانهايى گرفت و گفت مىروم،يا براى شما خبرى مىآورم و يا شعلۀ آتشى كه با آن گرم شويد.(ج ٤٠٥/١٥،ج ٣٣١/٢٣.)
قبس:(طه١٠/.)[*]
بر وزن«قفس»همانطور كه در بالا اشاره كرديم به معنى مختصرى از آتش است كه از مجموعهاى جدا مىكنند و معمولا مشاهدۀ آتش در بيابانها نشانۀ آن است كه جمعيتى گرد آن جمعند و يا اين كه شعلهاى را بر بلندى روشن ساختهاند كه كاروانيان در شب راه را گم نكنند.
در آيۀ مورد بحث نيز بخشى از داستان موسى(ع)،پيامبر بزرگ خدا بيان شده است.
آنجا كه او با خانوادۀ خويش از مدين بهسوى مصر رهسپار شد،راه را گم كرد،شبى تاريك و ظلمانى بود،گوسفندان او در بيابان متفرق شدند،مىخواست آتشى بيفروزد تا در آن شب سرد،خود و فرزندانش گرم شوند،امّا بهوسيلۀ آتشزنه آتش روشن نشد«در اين هنگام آتشى(از دور)مشاهده كرد و به خانوادۀ خود گفت اندكى مكث كنيد كه من آتشى
[*]إِذْ رَأىٰ نٰاراً فَقٰالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نٰاراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهٰا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النّٰارِ هُدىً .طه١٠/.