شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٢ - افتان (الرحمن٤٨/ )
«فند»(بر وزن نَمَد)به معنى«ناتوانى فكر و سفاهت»است.بعضى به معنى«دروغ» دانستهاند و در اصل به معنى«فساد»است.
آيۀ مورد بحث بخشى از داستان پرماجراى يوسف(ع)است،آنجا كه فرزندان يعقوب در نهايت خوشحالى،پيراهن يوسف را با خود برداشته،همراه قافله از مصر حركت كردند.اين برادران با اين كه يكى از شيرينترين لحظات زندگى خود را مىگذراندند،در سرزمين شام و كنعان،در خانۀ يعقوب پير،گرد و غبار اندوه و ماتم بر چهرۀ همه نشسته بود.
«امّا همزمان با حركت كاروان از مصر،ناگهان در خانۀ يعقوب،حادثهاى رخ داد كه همه را در بهت و تعجب فروبرد ،يعقوب تكانى خورد و با اطمينان و اميد صدا زد اگر زبان به بدگويى نگشاييد و مرا به سفاهت و نادانى و دروغ نسبت ندهيد به شما مىگويم من بوى يوسف عزيزم را مىشنوم»من احساس مىكنم دوران غم و محنت بزودى به سر مىآيد و زمان وصال و پيروزى فرامىرسد ،خاندان يعقوب لباس عزا و ماتم از تن بيرون مىكنند و در جامۀ شادى و سرور فروخواهند رفت،امّا گمان نمىكنم شما اين سخنان را باور كنيد.
از جملۀ«فصلت»در آيۀ مورد بحث استفاده مىشود كه اين احساس براى يعقوب به مجرد حركت كاروان از مصر دست داد.(ج ٦٨/١٠-٦٩.)
فنن
افتان:(الرحمن٤٨/.)[*]
جمع«فنن»(بر وزن قلم)در اصل به معنى شاخههاى تازه و پربرگ است و گاه به
(سرزمين مصر)جدا شد پدرشان(يعقوب)گفت من بوى يوسف را احساس مىكنم اگر مرا به نادانى وكمعقلى نسبت ندهيد»يوسف٩٤/.
[*]ذَوٰاتٰا أَفْنٰانٍ .الرحمن٤٨/.