شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٨٧ - فاقع (بقره٦٩/ )
همين مضمون در حديث ديگرى از ابو بصير از امام صادق(ع)نقل شده است و هر دو صراحت در مفهوم فوق دارد.
البته پارهاى از قرائن گواهى برخلاف آنچه در بالا گفتيم مىدهد،ولى هرگاه مجموع قرائن موجود را در نظر بگيريم،روشن مىشود كه حق همان است كه در بالا گفته شد.
(ج ٦/٨ تا ٨.)
فاقرة:(قيامت٢٥/.)[*]
از مادّۀ«فقرة»(بر وزن ضربة)و جمع آن«فقار»به معنى«مهرههاى پشت»است.
بنابراين«فاقرة»به حادثۀ سنگينى مىگويند كه مهرههاى پشت را در هم مىشكند و«فقير» را ازاينرو فقير گفتهاند كه گويى پشتش شكسته است.
به هر حال،اين تعبير كنايه از انواع مجازاتهاى سنگينى است كه در دوزخ در انتظار گروه كافران است،اين گروه انتظار عذابهاى كمرشكن را مىكشند در حالى كه گروه مؤمنان در انتظار رحمت پروردگار و آمادۀ لقاى محبوبند،اينها بدترين عذاب را دارند و آنها برترين نعمت جسمانى و موهبت و لذت روحانى را.(ج ٣٠٦/٢٥.)
ف ق ع
فاقع:(بقره٦٩/.)[**]
به معنى«زرد خالص و يكدست»است.بعضى زرد سير،خوشرنگ و يا هر رنگ خالص و يكدست را گفتهاند.قاموس مىگويد:فقع به معنى زردى شديد است:اِشْتَدَّتْ صُفْرَتُهُ.«آن(گاوى)است زرد پررنگ ».واژۀ«فقوع»(در مصدر)،وقتى است كه زردى
[*]وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌتَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ .«و در آن روز صورتهايى در هم كشيده است،زيرامىداند عذابى در مورد او انجام مىشود كه پشت را در هم مىشكند»قيامت٢٤/-٢٥.
[**]...قٰالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ النّٰاظِرِينَ .بقره٦٩/.