شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤٠ - فرعون (اعراف١٠٣/ )
شاخههاى بالاى درخت مىرويند از ميوههايى كه بر شاخههاى پايين درخت مىرويند هم سالمترند و هم رسيدهتر و مطبوعتر.(ج ٣٣٢/١٠-٣٣٣.)
فرعون:(اعراف١٠٣/.)[*]
(من اعلام القرآن)فرعون اسم عام است و به تمام سلاطين مصر در آن زمان گفته مىشد،همانطور كه به سلاطين روم،«قيصر»و به سلاطين ايران«كسرى» مىگفتند.
نام فرعون از اعلام است و ٧٤ بار در قرآن تكرار شده است.و به گفته بعضى،لفظى است غير عرب و نام يكى از پادشاهان بزرگ مصر(رامسيس دوم)بوده كه ادعاى خدايى كرده و حضرت موسى(ع)در زمان او به دنيا آمده است.جمعش«فراعنه»و فراعنه از سلسله پادشاهان مصر بودند كه ساليان سال در مصر حكومت مىكردند و از همۀ آنها مقتدرتر،همان«رامسيس دوم»بوده است و كلمۀ«تفرعن»به معنى فرعونى رفتار كردن و كارى را مستبدانه انجام دادن است.
در قرآن مجيد هرجا نام فرعون آمده،مقصود فرعون عصر حضرت موسى(ع)است، امّا فرعون عصر يوسف(ع)به نام«ملك»مذكور است[**].
به هر حال،فرعون مخصوصا مردم مصر را به دو گروه مشخّص تقسيم كرد:«قبطيان» كه بوميان آن سرزمين بودند و تمام وسايل رفاهى و كاخها و ثروتها و پستهاى حكومت در اختيار آنان بود.
و«سبطيان»يعنى مهاجران بنى اسرائيلى كه به صورت بردگان و غلامان و كنيزان در چنگال آنها گرفتار بودند.فقر و محروميت،سراسر وجودشان را فراگرفته بود و سختترين كارها بر دوش آنها بود، بىآنكه بهرهاى داشته باشند.هنگامى كه مىشنويم
[*]ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسىٰ بِآيٰاتِنٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ...«سپس به دنبال آنها(پيامبران پيشين)موسى را با آيات خويش بهسوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم...»اعراف١٠٣/.
[**] المعجم الاحصائى،تبيين اللغات لتبيان الآيات؛واژههاى قرآن.