شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٣٣ - فَراش (قارعه٤/ )
فرش:(الرّحمن٥٤/.)[*]
بر وزن«شتر»جمع«فراش»در اصل به معنى فرش يا بسترى است كه مىگسترانند و به همين مناسبت گاه به عنوان كنايه از همسر به كار مىرود(خواه مرد باشد يا زن)،چنان كه در آيۀ ٣٤ سورۀ واقعه مىخوانيم:وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ .«و همسرانى گرانقدر».
لذا در حديثى معروف از پيامبر اكرم(ص)آمده است:الولد للفراش و للعاهر الحجر.
«فرزندى كه از زن شوهردار متولد مىشود متعلق به همان خانواده است و اگر مرد فاسق و زناكارى در اين ميان بوده بهرهاش تنها سنگ است»(و احتمال انعقاد فرزند از نطفه او پذيرفته نيست).
بعضى نيز«فُرُش»را به معنى حقيقى(نه به معنى كنايى)تفسير كردهاند و گفتهاند، اشاره به فرشها و بسترهاى گرانبها و پرارزش بهشت است،ولى در آيۀ يادشده (واقعه٣٤/) به عنوان كنايه از همسر بهكاررفتهاست و اگر جز اين باشد ارتباط آيات بعد كه حكايت از حوريان و همسران بهشتى مىكند از آن قطع مىشود[**].(ج ١٦٥/٢٣ و ٢٢٣.)
فَراش:(قارعه٤/.)[***]
جمع«فراشة»است،بسيارى آن را به معنى«پروانه»مىدانند و بعضى نيز آن را به معنى«ملخ»تفسير كردهاند و ظاهراً اين معنى از آيۀ ٧ سورۀ قمر كه مردم را در آن روز به ملخهاى پراكنده تشبيه مىكند گرفته شده است:...كَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ.وگرنه معنى لغوى آن همان پروانه است.
[*]مُتَّكِئِينَ عَلىٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ...«اين در حالى است كه بهشتيان بر فرشهايى نشسته و تكيهكردهاند كه آستر آنها از پارچههاى ابريشمين است...»الرّحمن٥٤/.
[**] تفسير نمونه،ج ١١٩/١ با ذكر حديثى جالب از امام سجاد(ع)ذيل آيۀ:اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَفِرٰاشاً...(بقره٢٢/)براى كلمۀ«فراش»(بستر استراحت)تعابير زيبايى را ذكر كرده است.
[***]يَوْمَ يَكُونُ النّٰاسُ كَالْفَرٰاشِ الْمَبْثُوثِ .«روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكنده به هر سومىروند»قارعه٤/.