شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٩ - يَغْتَب (حجرات١٢/ )
منتها سخنى كه عيبى از عيوب او را فاش سازد،خواه اين عيب جسمانى باشد يا اخلاقى، در اعمال او باشد يا در سخنش و حتى در امورى كه مربوط به اوست مانند لباس،خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها.
بنابراين اگر كسى صفات ظاهر و آشكار ديگرى را بيان كند غيبت نخواهد بود،مگر اين كه قصد مذمت و عيبجويى داشته باشد كه در اين صورت حرام است،مثل اين كه در مقام مذمت بگويد آن مرد نابينا، كوتاهقد،يا سياهرنگ يا كوسه! به اين ترتيب ذكر عيوب پنهانى به هر قصد و نيتى كه باشد غيبت و حرام است و ذكر عيوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نيز حرام است،خواه آن را در مفهوم غيبت وارد بدانيم يا نه.
اينها همه در صورتى است كه اين صفات واقعا در طرف موجود باشد،اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان«تهمت»خواهد بود كه گناه آن به مراتب شديدتر و سنگينتر است.
در حديثى از امام صادق(ع)مىخوانيم:
الغيبة ان تقول فى اخيك ما ستره اللّٰه عليه،و اما الأمر الظّاهر فيه،مثل الحدة و العجلة، فلا،و البهتان ان تقول ما ليس فيه.
«غيبت آن است كه دربارۀ برادر مسلمانت چيزى را بگويى كه خداوند پنهان داشته و امّا چيزى كه ظاهر است مانند تندخويى و عجله داخل در غيبت نيست،اما بهتان اين است كه چيزى را بگويى كه در او وجود ندارد[١]».
و از اين جا روشن مىشود عذرهاى عوامانهاى كه بعضى براى غيبت مىآورند مسموع نيست،مثلاً گاهى غيبتكننده مىگويد اين غيبت نيست،بلكه صفت اوست! در حالى كه اگر صفتش نباشد تهمت است نه غيبت.
يا اين كه مىگويد:اين سخنى است كه در حضور او نيز مىگويم،در حالى كه گفتن آن پيش روى طرف نه تنها از گناه غيبت نمىكاهد،بلكه به خاطر ايذاء،گناه سنگينترى
[١]اصول كافى،جلد ٢،باب الغيبة و البهت،حديث ٧.