شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧١ - غَور (ملك٣٠/ )
پيامبر(ص)كه به فرمان خدا از اين جريان آگاه شده بود آمادۀ بيرون رفتن از مكه و هجرت به مدينه شد،امّا نخست براى اين كه كفار قريش به او دست نيابند به«غار ثور»كه در جنوب مكه قرار داشت و در جهت مخالف جادۀ مدينه بود پناه برد در اين سفر ابو بكر نيز همراه پيامبر(ص)بود.
دشمنان كوشش فراوانى براى يافتن پيامبر كردند،ولى مأيوس و نوميد بازگشتند و پيامبر(ص)پس از سه شبانه روز توقف در غار و اطمينان از بازگشت دشمن،شبانه از بيراهه بهسوى مدينه حركت كرد و بعد از چندين شبانه روز سالم به مدينه رسيد و فصل نوينى در تاريخ اسلام آغاز شد.(ج ٤١٩/٧.)
غَور:(ملك٣٠/.)[*]
به معنى«فرورفتن »است و نيز به زمين پشت و سراشيب«غور»گفته شده است.اين واژه به معنى«غائر»آمده و آن چيز پنهان شده در زمين است.
در آيۀ مورد بحث،خداوند با ذكر يك مصداق،مردم غافل را از رحمت عام خود آگاه مىكند،مىفرمايد:«به آنها بگو به من خبر دهيد اگر آبهاى مورد استفادۀ شما در زمين فرورود چه كسى مىتواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد؟».
مىدانيم زمين از دو قشر مختلف تشكيل شده:«قشر نفوذپذير»كه آب را در خود فرومىبرد و در زير آن«قشر نفوذناپذير»است كه آب را در آنجا نگاه مىدارد.تمام چشمهها، چاهها،قناتها از بركت اين تركيب خاص به وجود آمده،زيرا اگر تمام روى زمين تا اعماق زياد قشر نفوذپذير بود آبها چنان در زمين فرومىرفتند كه هرگز دست كسى به دامانشان نمىرسيد و اگر همه نفوذناپذير بودند آبها روى زمين مىايستادند و تبديل به يك باتلاق مىشدند،يا بزودى به درياها مىريختند و به اين ترتيب تمام ذخاير زيرزمينى آب از دست مىرفت.اين نمونۀ كوچكى از رحمت عام خداست كه مرگ و حيات انسان سخت با آن گره خورده است.(ج ٣٥٨/٢٤.)
[*]قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمٰاءٍ مَعِينٍ .ملك٣٠/.