شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٤٢ - غُلب (عبس٣٠/ )
دنبالۀ داستان يوسف مىفرمايد:«...خداوند بر كار خود مسلط و غالب است...»وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلىٰ أَمْرِهِ.
يكى از مظاهر عجيب قدرت خداوند و تسلّطش بر كارها اين است كه در بسيارى از موارد وسايل پيروزى و نجات انسان را به دست دشمنانش فراهم مىسازد،چنان كه در مورد يوسف اگر نقشه برادران نبود او هرگز به چاه نمىرفت و اگر به چاه نرفته بود به مصر نمىآيد و اگر به مصر نيامده بود نه به زندان مىرفت و نه آن خواب عجيب فرعون و نه سرانجام عزيز مصر مىشد.در حقيقت خداوند يوسف را با دست برادران بر تخت قدرت نشاند،هرچند آنها چنين تصور مىكردند كه او را در چاه بدبختى سرنگون ساختند.
(ج ٣٥٩/٩.)
مغلوب:(قمر١٠/.)[*]
به معنى«شكست خورده»و بر كسى گفته مىشود كه بر او چيره شده باشند.
هنگامى كه نوح(ع)از هدايت قومش بكلى مأيوس گشت به درگاه الهى عرضه داشت:«پروردگارا،اين گروه طاغى و مجرم بر من غلبه كردند،انتقام مرا از آنها بگير»أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْقمر١٠/.
آنها هرگز در دليل و حجت و برهان بر من غلبه نكردهاند،ولى از طريق ظلم و جنايت و تكذيب و انكار و انواع زجر و فشار بر من غلبه كردند.اين قوم،ديگر شايستۀ بقا نيستند از آنها انتقام بگير و مرا بر آنها پيروز كن[١].(ج ٣١/٢٣.)
غُلب:(عبس٣٠/.)[**]
بر وزن«قفل»جمع«اَغْلَب»و«غَلْبٰاء»به معنى«گردن كلفت»است(اغلب:مرد گردن
[*]فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ.قمر١٠/.
[١] انتصر به معنى«يارى طلبيدن»است(همان گونه كه در آيۀ ٤١ سورۀ شورى آمده است)،ولى دراين جا به معنى«انتقام گرفتن»تفسير شده است.
[**]وَ حَدٰائِقَ غُلْباً.«و باغهاى پردرخت (داراى درختانى تنومند)»عبس٣٠/.