شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٤ - غَسّاق (نبأ٢٥/ )
صبح و مغرب و عشا اشاره شده است.و گاهى اوقات هر پنج نماز را اجمالا بيان مىكند، مانند آيۀ مورد بحث كه شرح آن گذشت.(ج ٢٢٢/١٢،ج ٤٦٠/٢٧.)
غاسق:(فلق٣/.)[*]
از مادّۀ«غسق»(بر وزن شفق)به گفتۀ«راغب»در مفردات به معنى«شدت ظلمت شب»است كه در همان نيمۀشب حاصل مىشود و لذا قرآن مجيد به هنگام اشاره به پايان وقت نماز مغرب مىفرمايد:الى غَسَقِ اللَّيلِ،و اين كه در بعضى از كتب لغت«غسق»به معنى تاريكى آغاز شب تفسير شده،بعيد به نظر مىرسد،بخصوص اين كه ريشۀ اصلى اين لغت به معنى امتلاء(پر شدن)و سيلان است و مسلما تاريكى شب هنگامى پر و لبريز مىشود كه به نيمۀ خود برسد.يكى از مفاهيمى كه لازمۀ اين معنى است هجوم و حملهور گشتن است،لذا در اين معنى نيز استعمال شده است.
بنابراين معنى«غاسق»در آيۀ مورد بحث يا«فرد مهاجم»است يا هر«موجود شرور» كه از تاريكى شب براى حمله كردن استفاده مىكند،زيرا نه فقط حيوانات درنده و گزنده شبهنگام از لانهها بيرون مىآيند و زيان مىرسانند،بلكه افراد شرور و ناپاك و پليد نيز غالبا از تاريكى شب براى مقاصد سوء خود استفاده مىكنند.(ج ٤٥٩/٢٧-٤٦٠.)
غَسّاق:(نبأ٢٥/.)[**]
از مادّۀ«غسق»(بر وزن رمق)به معنى«شدت تاريكى شب»است.ابن عباس آن را به نوشابۀ بسيار سردى(كه از شدت برودت درون انسان را مىسوزاند و مجروح مىكند) تفسير كرده است،ولى در مفهوم ريشۀ اين كلمه چيزى نيست كه دلالت بر اين معنى كند جز اين كه مقابلۀ آن با حميم در آيۀ مورد بحث كه آب داغ و سوزان است ممكن است منشأ
[*]وَ مِنْ شَرِّ غٰاسِقٍ إِذٰا وَقَبَ .«و از شرّ هر موجود مزاحمى هنگامى كه وارد مىشود»فلق٣/.
[**]لاٰ يَذُوقُونَ فِيهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباًإِلاّٰ حَمِيماً وَ غَسّٰاقاً.«در آنجا نه چيز خنكى مىچشند و نهنوشيدنى گوارايى،جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون»نبأ٢٤/-٢٥.