شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٣ - عيد (مائده١١٤/ )
بساط زندگىشان را در هم پيچيد[*].(ج ٢٣٦/٢٠،ج ٢٣٨،ج٤٥٠/٢٦-٤٥١.)
عيد:(مائده١١٤/.)[**]
در لغت از مادّۀ«عود»به معنى«بازگشت»است و لذا به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى بر طرف مىشود و بازگشت به پيروزيها و راحتيهاى نخستين مىكند«عيد»گفته مىشود و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضۀ بزرگ حج،صفا و پاكى فطرى نخستين،به روح و جان بازمىگردد و آلودگيها كه برخلاف فطرت است از ميان مىرود،عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول«مائده»(آيۀ مورد بحث)روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح(ع)آن را«عيد»ناميده و همانطور كه در روايات وارد شده نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است.
و اگر در روايتى كه از على(ع)نقل شده مىخوانيم:وَ كُلُّ يَوْمٍ لاٰ يُعْصى اللّٰهُ فيه فهو يوم عيد.«هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است[١]»نيز اشاره به همين موضوع است،زيرا روز ترك گناه،روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است.(ج ١٣١/٥.)
(در پاسخ بايد گفت كه مفسران و ارباب لغت براى صاعقه دو معنى ذكر كردهاند،معنى عام و معنىخاص.«صاعقه»به معنى عام،به معنى هر چيزى است كه انسان را هلاك مىكند(مجمع البيان).معنىخاص،جرقۀ عظيم آتشينى است كه از آسمان فرود مىآيد و هر چيزى كه در مسير آن است مىسوزاند ودربارۀ صاعقه تعاريف ديگرى شده است.(رجوع شود به مادّۀ«ص ع ق»و نيز به تفسير نمونه،جلد ٢٠،صفحه ٢٣٩ و ٢٤٣-٢٤٤).
[*] دربارۀ قوم عاد،سخنان فراوان گفته شده است به جلد ٢٢٥/٦ و ٢٩١/١٥ تفسير نمونهمراجعه فرماييد.
[**]قٰالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللّٰهُمَّ رَبَّنٰا أَنْزِلْ عَلَيْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ تَكُونُ لَنٰا عِيداً لِأَوَّلِنٰا وَ آخِرِنٰا وَ آيَةًمِنْكَ ...«عيسى عرض كرد:پروردگارا مائدهاى از آسمان بر ما بفرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد ونشانهاى از تو...»مائده١١٤/.
[١] نهج البلاغه،كلمات قصار ٤٢٨.