شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٥٨ - عنكبوت (عنكبوت٤١/ )
به خاطر اين كه عضو مهمّ بدن انسان است به صورت كنايه از خود انسان ذكر مىشود.
فى المثل افراد ياغى را گردنكش و افراد زورگو را گردن كلفت و افراد ناتوان را گردنشكسته مىگويند.
قابل ذكر است كه منظور از خضوع كردن گردنها در آيۀ مورد بحث،خضوع كردن صاحبان آنهاست.
البته در تفسير«اعناق»در آيه،احتمالات ديگرى دادهاند،از جمله اين كه«اعناق»به معنى«رؤسا»يا به معنى«گروهى از مردم»مىباشد كه همۀ اين احتمالات ضعيف است.
(ج ١٨٦/١٥.)
عنكب
عنكبوت:(عنكبوت٤١/.)[*]
حشرۀ كوچكى است داراى چهار جفت پاهاى دراز و تارهاى آن از مايع لزجى ساخته مىشود كه در حفرههاى بسيار كوچكى همچون سر سوزن در زير شكم او قرار دارد.اين مايع داراى تركيب خاصى است كه هرگاه در مجاورت هوا قرار گيرد سخت و محكم مىشود؛عنكبوت آن را بهوسيلۀ چنگال مخصوصش از اين حفرهها بيرون مىكشد و تارهاى خود را از آن مىسازد.مىگويند هر عنكبوت قادر است در حدود پانصد متر از اين تارها بتند،ولى خانۀ عنكبوت در مقايسه با خانههاى حيوانات و حشرات ديگر بىنهايت سست و بىدوام است و همانطور كه در آيه مثال زده شده،كسانى كه غير از خدا را معبود خويش برگزينند تكيهگاه آنها بر تار عنكبوت است،ولى آنها كه بر ايمان و توكل بر خدا تكيه مىكنند تكيه بر سدّ پولادين دارند.(ج ٢٧٧/١٦ تا ٢٧٩.)
[*]مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِيٰاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُالْعَنْكَبُوتِ ...«كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند،همچون عنكبوتند كه خانهاى براى خود انتخابكرده و سستترين خانهها خانۀ عنكبوت است...»عنكبوت٤١/.