شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٢ - عقيم (شورى٥٠/ )
نمونههايى از نظام شگفتانگيز اين جهان را بيان مىكند و سپس مىگويد ما اين آيات را بيان مىكنيم(لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ):«تا شما تعقل كنيد»منظور اين نيست كه تنها اطلاعاتى از نظام طبيعت در مغز خود جاى دهيد،زيرا علوم طبيعى اگر كانون دل و عواطف را تحت تأثير قرار ندهند و هيچگونه تأثيرى در ايجاد محبت و دوستى و آشنايى با آفريدگار جهان نداشته باشند،ارتباطى با مسائل توحيدى و خداشناسى نخواهد داشت.
و همچنين است اطلاعاتى كه جنبۀ عملى دارد در صورتى«تعقل»به آنها گفته مىشود كه عمل هم داشته باشد.در تفسير الميزان مىخوانيم كه تعقل در زمينهاى استعمال مىشود كه به دنبال درك و فهم،انسان وارد مرحلۀ عمل شود و آياتى مانند:
...لَوْ كُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا كُنّٰا فِي أَصْحٰابِ السَّعِيرِ.«...دوزخيان مىگويند اگر گوش شنوا داشتيم و تعقل مىكرديم در صف اهل جهنّم نبوديم»(مُلك١٠/.) و يا:أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهٰا...«آيا در زمين سياحت نكردند تا دلهايى داشته باشند كه بهوسيلۀ آن بفهمند...»(حج٤٦/.).شاهد اين گفتار است،زيرا اگر مجرمين،روز قيامت آرزوى تعقل در دنيا را مىكنند،منظور تعقلى است كه آميخته با عمل باشد و يا اگر خدا مىگويد مردم سير و سياحت كنند و با نظر و مطالعه به اوضاع جهان چيزهايى بفهمند،مقصود درك و فهمى است كه به دنبال آن،مسير خود را عوض كنند و به راه راست گام نهند.(ج ١٥٣/٢-١٥٤.)
ع ق م
عقيم:(شورى٥٠/.)[*]
از مادّۀ«عقم»(بر وزن بخل و همچنين بر وزن فهم)،در اصل به معنى«خشكى و
[*]أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشٰاءُ عَقِيماً...«يا اگر اراده كند(در يك رحم)دو فرزند پسرو دختر قرار مىدهد و هركس را بخواهد عقيم(نازا)مىگذارد...»شورى٥٠/.