شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٦١ - (من اعلام القرآن)
شفاعت كرد،او موافقت كرد كه يهود به شهرهايشان بازگردند و از نو تورات نوشته شود.
عزرا طبق آنچه در خاطرش از گفتههاى پيشينيان يهود باقى مانده بود«تورات»را از نو نوشت.
به همين دليل يهود او را يكى از نجاتدهندگان و زندهكنندگان آيين خويش مىدانند و بههمينجهت براى او فوقالعاده احترام قايلند[١].
اين موضوع سبب شد كه گروهى از يهود لقب«اِبْنُ اللّٰهِ»(فرزند خدا/توبه:٣٠)را براى او انتخاب كنند(هرچند از بعضى روايات مانند روايت«احتجاج طبرسى»استفاده مىشود كه آنها اين لقب را به عنوان احترام به«عزير»اطلاق مىكردند،ولى در همان روايت مىخوانيم:هنگامى كه پيامبر(ص)از آنها پرسيد:شما اگر«عزير»را به خاطر خدمات بزرگش احترام مىكنيد و به اين نام مىخوانيد پس چرا اين نام را بر موسى(ع)كه بسيار بيش از«عزير»به شما خدمت كرده است نمىگذاريد؟آنها از پاسخ فروماندند و جوابى براى اين سؤال نداشتند[٢]).
ولى هرچه بود اين نامگذارى در اذهان گروهى،از صورت احترام بالاتر رفته بود و آنچنان كه روش عوام است آن را طبعا بر مفهوم حقيقى حمل مىكردند و او را براستى فرزند خدا مىپنداشتند،زيرا هم آنها را از دربهدرى و آوارگى نجات داده بود و هم بهوسيله بازنويسى تورات،به آيينشان سروسامانى بخشيده بود.
البته همه آنها چنين عقيدهاى را نداشتهاند،ولى از قرآن استفاده مىشود كه اين طرز تفكر در ميان گروهى از آنها كه مخصوصا در عصر پيامبر(ص)مىزيستهاند وجود داشت، به علاوه هرگاه عقيدهاى را به قومى نسبت مىدهند لزومى ندارد كه همۀ آنها در آن متفق باشند،بلكه همين مقدار كه عدّۀ قابل ملاحظهاى چنين عقيدهاى را داشته باشند كافى است.(ج ٣٦١/٧ تا ٣٦٣.)
[١]الميزان،ج ٢٥٣/٩ و المنار،ج ٣٢٢/١٠.
[٢] نور الثقلين،ج ٢٠٥/٢.