شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٣٤ - عَرَبى (رعد٣٧/ )
وَ العَرَبىُّ،الفَصيحُ البَيّنُ من الْكَلامِ.«عربى،سخن فصيح و آشكار را مىگويند»(ابن منظور در لسان العرب نيز اين معنى را آورده است)و لذا هنگامى كه گفته مىشود «وَ امرَأَةٌ عَرُوبةٌ» مفهومش اين است زنى كه از عفت و پاكدامنى خود آگاه باشد(و از محبّتش نسبت به همسرش حكايت كند)،سپس اضافه مىكند:
و قوله حكما عربيا قيل معناه مفصحا يحق الحق و يبطل الباطل.«اين كه خداوند فرموده حكما عربيّا مفهومش اين است كه سخنى است روشن و آشكار كه حق را ثابت و باطل را روشن مىسازد» اين احتمال نيز داده شده است كه«عربى»در اين جا به معنى«شريف»است،چرا كه اين كلمه به همين معنى نيز آمده است و به اين ترتيب منظور از توصيف قرآن به اين صفت اين است كه احكامش واضح و آشكار و جاى سوءاستفاده و تعبيرهاى مختلف ندارد.و لذا به دنبال همين تعبير در آيات ديگرى روى مسئله استقامت و عدم اعوجاج و يا علم و آگاهى تكيه شده است،در آيۀ ٢٨ سورۀ زمر مىخوانيم:قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ...«اين قرآنى است آشكار و خالى از هرگونه كجى و اعوجاج...»و در آيۀ ٣ سورۀ فصّلت مىخوانيم:
كِتٰابٌ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ .«اين كتابى است كه آياتش تشريح شده و قرآنى است روشن و آشكار،براى آنها كه مىخواهند بدانند».
و به اين ترتيب جملۀ قبل و بعد،در اين آيه،تأييد مىكند كه منظور از عربيت،همان فصاحت و روشنى بيان و خالى بودن از پيچوخم است.
اين تعبير در هفت سوره از سورههاى قرآن آمده است،ولى در چند مورد نيز«بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ»(شعراء١٩٥/ و...)يا مانند آن ذكر شده است كه آن نيز ممكن است به همين معنى،يعنى روشنى بيان و خالى بودن از ابهام بوده باشد[*].
البته در اين مورد خاص ممكن است اشاره به زبان عربى نيز باشد،چرا كه خداوند
[*]بنابراين با توجه به آيۀ ٤٤ سورۀ فصّلت:وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ .«اگراين قرآن را گنگ و مبهم نازل مىكرديم مىگفتند چرا آياتش روشن و مشروح بيان نشده است»مىتوان گفتكه«اعجمى»در اين آيه به معنى«كلام غير فصيح»آمده است(نگاه كنيد به مادّۀ«عجم»).