شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١٩ - عدل (نحل٩٠/ )
بنابراين هرگونه انحراف،افراط،تفريط،تجاوز از حد،تجاوز به حقوق ديگران برخلاف اصل عدل است و آنچه بايد كاملا توجه داشت اين است كه اسلام تنها«توصيه به عدالت»نمىكند،بلكه مهمتر از آن«اجراى عدالت»است،خواندن اين آيات و روايات تنها بر فراز منابر و يا نوشتن در كتب و يا گفتن آنها در لابلاى سخنرانيها به تنهايى درد بىعدالتى و تبعيض و فساد اجتماعى را در جامعۀ اسلامى درمان نمىكند،بلكه آن روز، عظمت اين دستورها آشكار مىشود كه در متن زندگى مسلمانان پياده شود.
با توجه به آيۀ مورد بحث(نحل٩٠/.)،در اخبار اسلامى و همچنين گفتار مفسران در فرق ميان«عدل»و«احسان»بيانات مختلفى ديده مىشود.
در حديثى از على(ع)مىخوانيم:
العدل الانصاف،و الاحسان التَّفضُّل.«عدل آن است كه حق مردم را به آنها برسانى و احسان آن است كه بر آنها تفضل كنى[١]».
بعضى گفتهاند عدل،اداى واجبات،و احسان انجام مستحبات است.
بعضى ديگر گفتهاند عدل،توحيد است،و احسان اداى واجبات(طبق اين تفسير عدل به اعتقاد اشاره مىكند و احسان به عمل).
بعضى گفتهاند عدالت،هماهنگى ظاهر و باطن است،و احسان آن است كه باطن انسان از ظاهر او بهتر باشد.
بعضى ديگر عدالت را مربوط به جنبههاى عملى دانستهاند و احسان را مربوط به گفتار.
واژۀ«عدل»(بر وزن كذب)كه به معنى«مساوى و هموزن»است،گاهى به معنى «شريك و شبيه قائل شدن»آمده است،مانند آيه ١ سورۀ انعام(و آيۀ ١٥٠ از همين سوره):
...ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ .«...امّا كافران براى پروردگار خود شريك و شبيه قرار مىدهند»انعام١/.
و گاهى به معنى معادل و چيزى كه به عنوان جبران كار خلاف داده مىشود تا طرف
[١]نهج البلاغه،كلمات قصار،جمله ٢٣١.